تبلیغات
زبان شناس آینده - خدواند عشق است
 
زبان شناس آینده
Scientia Potentia Est
درباره وبلاگ


وبلاگی علمی در باب موضوعات زبانشناختی

A scientific blog concerning linguistic subjects

مدیر وبلاگ : خاموش نوربخش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عشق در اسلام، خداوند و عشق، معادل قرآنی عشق، عطوفت در اسلام، ریشه ی واژه های قرآنی، معنی بسم الله الرّحمن الرّحیم، واژه ی رحمت در اسلام، انجیل یوحنا

«خداوند عشق است»، این جمله یکی از مشهورترین عبارات انجیلی می باشد که تقریباً همگان آن را شنیده اند. این عبارت برگرفته از آیات 7 و 8 انجیل یوحناست که مشروح آن بدین ترتیب می باشد: «یاران عزیزم، بیایید به یکدیگر عشق بورزیم، چرا که عشق از جانب خداوند است و هر آن که عشق ورزد فرزند خداوند است و خدا را می شناسد. هر آن که نتواند عشق بورزد خدا را نیز نخواهد شناخت، زیرا خداوند عشق است.» (برگردان از انگلیسی: خاموش نوربخش).

البته عبارت فوق، «خداوند عشق است»، بیشتر در طی قرن گذشته شهرت یافته است. آباء کلیسای کاتولیک که در طول نزدیک به بیش از یک هزاره استعداد خیره کننده ای در کینه ورزی، افزودن کتب مولفان به فهرست ممنوعه، شکنجه و آزار مخالفان و غیره از خود نشان داده بودند، صدالبته حتی نیم نگاهی هم به آیه ی مزبور از انجیل یوحنا نداشته اند. امّا با آغاز مدرنیته و استقرار مدرنیسم در شاکله ی فرهنگی ممالک مسیحی دیگر از آباء کلیسا نیز در ستاندن جان، مال و اراده ی مردم قطع ید شد و آن گاه بود که با گسترش افکار نوع دوستانه و بسط مرام انسان دوستی، عبارت «خداوند عشق است» نیز به چشم آمد.

باری خاصیت خوشی و خرّمی این است که آدم معمولاً خاطرات بد گذشته را فراموش می کند و الحق و الانصاف هم فراموشی بدی های گذشته امر پسندیده ای است. حافظه ی بشر امروزی نیز گذشته های تاریک و اعصار ظلمانی حاکمیت آباء کاتولیک را فراموش کرده، حتّی اهالی خود کلیسا نیز از قرار معلوم این گذشته ی تیره را به فراموشی سپرده اند. کافی است نگاهی به ذوق و حرارت وعّاظ شان بیاندازید وقتی عبارت «خداوند عشق است» را بر زبان می آورند. امّا نکته ای که در این میان اندکی آزاردهنده می باشد این است که در این دوره، مخصوصاً از سپتامبر 2001 بدین سو، معمولاً اسلام (که مانند مسیحیت در زمره ی ادیان ابراهیمی قرار دارد) از سوی غرب به عنوان دینی که مستعد خشونت است، معرفی می گردد. جالب این جاست که بسیاری از وعّاظ محترم مسیحی هم در وعظ های پر جوش و خروش شان (خاصّه وعظ های منسوبین به کلیساهای تبشیری که در غرب هم زبان زد خاصّ و عامّ است) گاه گدار نیش و تشری هم به دیگر دین ابراهیمی، یعنی اسلام، می زنند و عشق ورزی مسیحیت را به رخ اسلام می کشند.

با این که شباهت و قرابت اسلام و مسیحیت، در چهارچوب مرام ابراهیمی، بر هیچ کسی پوشیده نیست و حتّی این شباهت ها را در بسیاری از موارد می توان در هماهنگی متون تورات (عهد قدیم) و قرآن نیز مشاهده نمود امّا عبارتی معادل «خداوند عشق است» را، به طور خاصّ، در هیچ یک از ترجمه های فارسی قرآن نخواهید یافت. یعنی خود اعراب هم قائل به وجود چنین مفهومی در نصّ قرآن نیستند زیرا با فهمی که امروزه، و در طول قرون گذشته، از زبان عربی داشته ایم؛ معادل عربی «عشق» (انگلیسی love) واژه ی «حُبّ» می باشد که در هیچ جای قرآن، تا آن جا بنده اطلاع دارم، در وصف کلمه ی «الله» نیامده است.


«عشق» در زبان آرامی

تا این جای کار به نظر می آید که انتساب عشق به خداوند در قرآن، به عنوان معتبرترین متن باقی مانده از صدر اسلام (از دیدگاه سندیت علم باستان شناختی)، به چشم نمی خورد. امّا این موضوع زمانی برای بنده تغییر یافت که از دست قضا در متنی زبان شناختی به واژه ی آرامی «رَحمثَه» بر خوردم. پیش از پرداختن به این واژه، ابتدائاً به سخنی در باب زبان آرامی و جایگاه آن در آئین مسیحیت می پردازیم.

زبان آرامی از السنه ی سامی است و با زبان های عربی، عبری، اکدی باستان، نبطی و غیره هم ریشه است. این زبان از قرار معلوم زبان قومی به نام «آرام» بوده که جایی در سوریه ی کنونی سکونت داشته اند. آرامیان نیز مانند دیگر اقوام ساکن در آسیای صغیر و بین النهرین مغلوب قهر آشوریان باستان شده و سرزمین شان نهایتاً به دست آشوریان خونریز می افتد. در این میان امّا معلوم نیست که چرا آشوریان ترجیح می دهند زبان آرامی را به عنوان زبان رسمی ممالک تحت تصرف خویش رواج دهند. بدین ترتیب خود زبان آشوری نیز زمانی در حدود 100 پیش از میلاد از میان می رود و زبان آرامی جایگزین آن می گردد. این اتفاق در مورد دیگر زبان های سامی منطقه، یعنی فینیقی و عبری، نیز رخ می دهد به گونه ای که در زمان تولد عیسی مسیح ایشان که اصالتاً از نژاد عبرانی (یهودی) بودند هم به زبان آرامی سخن گفته و زبان مادری شان آرامی بود. زبان عبری نیز در این روزگار جای خویش را به آرامی داده بود و تنها کاهنان یهود و برخی عالمان علوم خفیه می توانستند به عبری بنویسند و سخن بگویند. باری از این رو آرامی پس از تولد عیسی مسیح و بعث ایشان تبدیل به نخستین زبان آئینی مسیحیت گردیده و حتی تا به امروز نیز به عنوان زبان مرجع برای متون مسیحی قلمداد می شود چرا که نخستین اناجیل مسیحی (منظور اناجیل اربعه) را نیز به این زبان نوشته اند (و سپس به یونانی، لاتین و بعدها به دیگر زبان ها ترجمه شده است). زبان آرامی، به دلیل هم ریشه بودن، ارتباط تنگاتنگی نیز با زبان عربی داشته و به وضوح می توان بسیاری از معانی واژگان عربی کلاسیک را با قیاس به معادل های آرامی آن ها تعبیر نمود.


معادل قرآنی «خداوند عشق است»

باری نکته ی جالبی که در مورد واژه ی آرامی «رَحمثه» وجود دارد این است که این واژه مبنای ترجمه ی love و عبارتGod is love در زبان انگلیسی بوده، یعنی «رحمثه» در آرامی به معنی «عشق» است. حال همانطور که از ظاهر این واژه نیز پیداست می توانیم هم ریشه و معادل عربی «رحمثه» را مشخص نماییم: «رحمة» (که در املای فارسی به صورت «رحمت» نوشته می شود). نتیجتاً «رحمة» و تمامی مشتقات آن، اعم از رحمان و رحیم، در قرآن دربردارنده ی مفهوم «عشق» می باشند. بدین ترتیب عبارت «رحمة للعالمین» یعنی «عشقی برای تمام عالمیان». یا آن که هر بار که سوره ای از قرآن خوانده می شود و با عبارت مشهور «بسم الله الرّحمن الرّحیم» آغاز می گردد بهتر است یادمان باشد که جمله ای می خوانیم تأکیدی است مضاعف بر خداوندی که «عشق ورز» و «عاشق» است.


فرق میان مفهوم معاصر «رحمت» با مفهوم «عشق»

هر چند در عربی کلاسیک، مانند آرامی، «رحمة» به معنای امروزی کلمه مفهوم «عشق» می داده امّا این واژه در حال حاضر بیشتر مفهوم «بخشندگی» یا حتّی «عفو» می دهد. انعکاس معناشناختی این مفهوم را می توان در ترجمه ی رایج عبارت «بسم الله الرّحمن الرّحیم» در فارسی دید: «به نام خداوند بخشنده ی مهربان». بخشندگی و مهربانی ممکن است حمل بر زبونی مخاطب گردد. یعنی مخاطبی که زبون است و درمانده و بده کار و چشم به راه عفو و عطوفت پروردگارش است. البته در واماندگی نوع بشر و نقصان او در پیشگاه کمال مطلق هیچ تردیدی نیست، در گنه بار بودن آدمی نیز شکّی نیست امّا در این جا مهم «وصف» موجودی است که نماد کمال مطلق است: خدواند. اگر عبارت «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را بخواهیم با عطف به ترجمه ی کلاسیک واژه ی «رحمة» مجدداً به فارسی برگردان کنیم خواهیم داشت: «به نام خداوند عشق ورزِ عاشق». این بار مخاطب، هر که می خواهد باشد-از کودکی معصوم تا بزرگسالی گناه کار، از هر رنگ و نژاد و تیره ای، از هر تبار و با هر اندیشه ای-دیگر فردی نیست که به چشم به راه عفو و عطوفت باشد بلکه موجودی است که خود را مخلوق خالقی «عاشق» می یابد. در «عشق» مهم نیست که چندبار خطا کرده ای، که هستی، کجا هستی، چه می خواهی و چه کرده ای، این خالق «عشقی است برای تمام عالم»، بدون هیچ منّتی.

باری چنان که از قیاس فوق الذکر در باب معنی اصلی واژه ی «رحمت» در عربی کلاسیک بر می آید، اسلام نه تنها دینی است مملو از عشق که عبارت «خداوند عشق است» را می توان از فحوای آن برداشت نمود بلکه اگر در انجیل یوحنای معمّد یک بار عبارت «خداوند عشق است» آمده باشد، در قرآن هر سوره را با یادی از «عشق ورزیِ مضاعف» خداوند آغاز می کنند.

سخنانی که در این نوشتار ذکر شد تنها تلاشی بود بر تبیین و بیان حقیقت. نگارنده ی مطلب حساب مدعیان، من جمله آباء کلیسای کاتولیک، را از حساب روح و محتوای یک آیین جدا دانسته و به زیبایی فطری تمامی ابناء بشر و معتقدات آنان، قائل است. از این رو جا دارد خاتمه ی این مطلب مزیّن گردد به شعری از حافظ که به فصیح ترین کلام عشق نهفته در ذات بشر و آیین های وی را بیان می دارد:

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

همه جا خانه ی عشق است چه مسجد چه کِنَشت





نوع مطلب : زبان شناسی، 
برچسب ها : Love in Quran، Love in Islam، God is Love، Aramaic and Arabic، Quranic terms، عشق در اسلام، خداوند عشق است،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 5 شهریور 1392
خاموش نوربخش
سه شنبه 5 شهریور 1392 11:30 ب.ظ
سلام ممنون از بازدید شما
وب خوبی دارید مطلب خیلی خوبی بود
ببخشید اگه آمارگیر توی وبتون بذارید بهتره بازم به من سر بزنید موفق باشید یا علی.
خاموش نوربخش :با سلام، ممنون از حضور و حسن توجه تون.
اگر منظورتون همون آمار وبلاگه، که فکر کنم تو منتهی الیه سمت چپ بالای آرم میهن بلاگ آمار وبلاگو نشون بده. البته من زیاد از چندوچون این مسائل خبر ندارم، اگر مورد دیگری منظورتون بوده من رو مطلع کنین تا رسیدگی کنم.
همواره موفق باشین.
سه شنبه 5 شهریور 1392 08:30 ب.ظ
درود
بسیار زیبا نوشتید.
نویسا باشید
مولوی در اشعار عرفانی خود چنین عشق به خدا را ترسیم می کند، که یکی از آنها:
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صدهزار درمان ندهم
خاموش نوربخش :سلام و سپاس از حسن نظرتان.
ممنون از درج این شعر زیبا از مولای خاموشان.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر