تبلیغات
زبان شناس آینده - آتش در زبان کُردی
 
زبان شناس آینده
Scientia Potentia Est
درباره وبلاگ


وبلاگی علمی در باب موضوعات زبانشناختی

A scientific blog concerning linguistic subjects

مدیر وبلاگ : خاموش نوربخش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کردی از زبان های ایرانی شمال غربی و نهایتاً متعلق به خانواده ی زبان های هندواروپایی است. این زبان اصیل ایرانی در داخل مرزهای کنونی ایران و فراتر از آن در شرق، جنوب شرقی و مرکز ترکیه، شمال شرقی و شمال سوریه، شمال عراق و برخی نواحی ارمنستان و گرجستان (در مجاورت با مرز ترکیه) گویش می شود. پراکندگی زبان کردی در نواحی مذکور خود موید گستردگی مرزهای فرهنگی ایران زمین می باشد.

نوشتار حاضر به بررسی واژگان معادل ((آتش)) در زبان کردی می پردازد. نگارنده ی مطلب تاکنون به دو ریشه ی مجزا برای آتش در زبان کردی برخورد نموده است. نخستین آن واژه ی تقریباً مشهور آگر (agir ) می باشد که در اکثر گویش های کردی معادل آتش است. این واژه واریانت یا متغیرهای گویشی دیگری نیز دارد. نخستین آن واژه ی آور (awir) است که در کردی سورانی (زیرگویش های مکریانی و سلیمانی) به کار می رود. آور گونه ی تحول یافته ی آگر است با قلب ((گ)) به ((و)) که از خواصّ کردی سورانی مسحوب می شود. متغیر بعدی واژه ی آیر (ayir) می باشد. آیر مشتق از گونه ی متاخر آگر، یعنی آدر (adir) می باشد. آیر در برخی زیرگویش های کردی جنوبی من جمله کردی گرووسی (منطقه ی بیجارِ گروس) به کار می رود. قلب ((د)) به ((ی)) از ویژگی های برخی زیرگویش های کردی جنوبی است. با عطف به واژه ی آدر، به عنوان ریشه ی متاخر واژگان مذکور کردی، به راحتی می توان پی به تحولی دیگر در زبان کردی برد یعنی قلب ((د)) به ((گ)) که تقریباً در تمامی گویش های کردی (مخصوصاً گویش های مرکزی و جنوبی) دیده می شود.

جالب است که واژه ی آدر هنوز هم در یکی دیگر از زبان های شمال غربی ایرانی یعنی زبان زازایی وجود دارد. زبان زازایی نیز به لحاظ تاریخی توسط کردنژادان گویش شده است (هر چند به سبب تعارضات مذهبی میان زازازبانان اهل حقّ و دیگر کردهای سنّی مذهب در قرن گذشته امروزه شمار قابل توجهی از زازازبانان در ترکیه خود را کرد نداسته و هویت قومی مستقلی برای خویش قائل اند).

واژه ی آدر در زبان پارتی نیز مشاهده می شود. این واژه از پارتی (همان پهلوی اشکانی) وارد فارسی میانه (پهلوی ساسانی) شده و به صورت وام واژه ی آذر در معنی آتش مشاهده می شود. ریشه ی اصلی واژه ی آدر لغت آتر می باشد. آتر هیچ همریشه ی مشخصی در میان دیگر زبان های هندواروپایی ندارد (به استناد مراودات شخصی با پروفسور فرانسوا دوبلوا).

واژه ی فارسی آتش نیز اتفاقاً از همین ریشه می باشد:

ātra- > ātra-sh > ātash

آتش در گویش های لری، متعلق به دسته ی جنوب غربی ایرانی، به تَش (tash) تبدیل شده و از آن جا، در اثر تماس های قومی متاخر، به صورت وام واژه وارد مجموعه ی لغات برخی زیرگویش های کردی جنوبی نیز گردیده است: ته ژگا (tejhga) به معنی آتشگاه.

در کمال شگفتی در زبان کردی سوای آگر (« adir) یک ریشه ی مستقل و جالب توجه دیگر برای آتش نیز وجود دارد. این ریشه به صورت ساکن در واژه ی پورگ (porig) حفظ گردیده است. پورگ به معنی اجاق یا آتشدانی است که در وسط منزل یا چادر عشایری برپا می دارند. این واژه از دو بخش  por و ig تشکیل شده است. بخش نخست آن، یعنی por، همریشه ی واژه ی انگلیسی fire به معنی آتش می باشد. fire  در زبان آلمانی به صورت feuer (با تلفظ فویر) و در یونانی به صورت pyr حفظ شده است.

از قضا این ریشه برای واژه ی آتش در هیچ یک از دیگر زبان های ایرانی به جای نمانده است. نزدیک ترین معادلی که بنده توانستم به لطف معاضدت پروفسور فرانسوا دوبلوا بیایم در زبان های هندوآریایی داردی بود که در جبال هندوکوش و ناحیه ی کشمیر گویش می شود. ترنر ریشه ی پور pur یا پَه وه ره  pavaraرا به عنوان ریشه ی سانسکریت این واژه پیشنهاد نموده بود که به عقیده ی بنده ریشه ی pavara به طرز قانع کننده ای با واژه ی کردی پور por به معنی آتش، همگون می باشد.

به هر تقدیر در زبان کردی دو ریشه ی اصیل واژه ی آتش وجود دارد:

Agir / Por-

واژه ی نخست دارای واریانت های آیر و آور نیز بوده و واژه ی دوم نیز به صورت منجمد در عبارت پورگ حفظ شده است. 





نوع مطلب : اتیمولوژی (ریشه شناسی)، زبان شناسی، زبان های ایرانی، 
برچسب ها : اتیمولوژی (ریشه شناسی)، زبان شناسی کُردی، زبان های ایرانی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 26 مرداد 1392
خاموش نوربخش
دوشنبه 1 خرداد 1396 10:19 ب.ظ
This blog was... how do you say it? Relevant!! Finally I've
found something which helped me. Many thanks!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:44 ق.ظ
These are actually enormous ideas in regarding blogging.
You have touched some fastidious points here. Any way keep up wrinting.
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:02 ق.ظ
I was suggested this web site via my cousin. I am now not positive whether
this put up is written by him as nobody else realize such certain approximately my problem.
You are wonderful! Thank you!
پنجشنبه 28 فروردین 1393 07:23 ب.ظ
سلام. آیا می دانید در مرکز ایران در شرقی ترین نقطه استان اصفهان نیز گویش زرتشتی(گبری) وجود دارد که با گویش کردی اشتراکات فراوانی دارد و به آتش "آیر" می گویند درخور مرکز شهرستان ودرروستاهای ایراج و گرمه از شهرستان خوروبیابانک این گویش هنوز وجود دارد.
شنبه 9 شهریور 1392 07:54 ب.ظ
پس خودتون ترک هستید؟ یا یادش گرفتید؟!
خاموش نوربخش :درسته. بنده یک رگم آذریه. :)
شنبه 9 شهریور 1392 07:48 ب.ظ
یاشاتدرب بؤیوْتدوْرَن تاری سنی یاشاتب بؤیوْتسوْن قارداشم.

متن زیبایی بود
راستی ترکی استانبولی رو کاملاً بلد هستین؟
خاموش نوربخش :ساق اولاسان اینشالله.

نه متاسفانه به صورت کامل بلد نیستم، ولی به اقتضای دونستن ترکی آذری می تونم متون استانبولی رو هم تا حدود زیادی متوجه بشم.
شنبه 9 شهریور 1392 07:35 ب.ظ
سلام؛ با اجازه بنده مقالات جالب وبلاگ شما را خوانده و مثل همین مورد، واژه های مشابه آن در ترکی را نیز به اطلاع می رسانم. تا شاید کمکی برای ریشه یابی بهتر کلمات باشد.

معادل آتش در ترکی کلمه "اود od" می باشد.
خاموش نوربخش :سلاملار اولسون سَنَ قارداشم. مَنَ گؤرَ بویوک ایفتیخاردی سَنین گیبین آذری تورکچَسی دانشیان کیمسَلَر بو وبلاگا گَلیپ ایشتراک ادیللِر.

ساق و وار اولاسان هَر زامان.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر