تبلیغات
زبان شناس آینده - اتیمولوژی واژه ی «گنی» در متنی کهن از کُردی گورانی
 
زبان شناس آینده
Scientia Potentia Est
درباره وبلاگ


وبلاگی علمی در باب موضوعات زبانشناختی

A scientific blog concerning linguistic subjects

مدیر وبلاگ : خاموش نوربخش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سال ها پیش بود که بر حسب اتفاق به متنی آئینی به زبان گورانی برخوردم که در آن واژه ی «گنی» به کار رفته بود. میان برخی دوستان بحث شده بود که منظور از این واژه چیست، چرا که کلمه ی مزبور نه در قاموس لغات گورانی وجود دارد و نه در هورامی. بیت مزبور به شرح ذیل است:

طال و «گنی» شان چنی نیرینه نرّه / آ حرامانه برشنان چا دشت و دره

واژه ی مزبور در شعری تاریخی به کار برده شده بود که اجزای حرام بدن گوسفند یا گاو قربانی را وصف می نمود. برخی بر این بودند که این واژه شاید صورت مشتبه شده ی واژه ی «گتی» باشد، به معنی «شکم». امّا برخی دیگر نیز با توجه به محرمات مشخصه در آیین یارسان بر این باور بودند که این واژه، علی رغم عدم وجود آن در گنجینه ی لغات گورانی (هورامی)، باید به معنای «خون» باشد.

نکته ای که دوستان در این بحث از آن غافل بودند این است که رأی گروه دوم صحیح بود چرا که این واژه دقیقاً در نزدیک ترین خویشاوند زبان شناختی گورانی، یعنی کُردی زازایی وجود داشته و دقیقاً به معنی «خون» است. در متن گورانی فوق الذکر اعراب گذاری وجود نداشته امّا با استناد به تلفظ این واژه در زبان زازایی می توان تلفظ آن را حدس زد: «گُنی» (goní).

این واژه در اصل وام واژه ای پارتی می باشد و صورت اصلی آن در پارتی به صورت «گوخَنی»، در معنای «خون»، بوده است. صورت اصلی ایرانی باستان آن نیز «وهونی» می باشد. علّت آن که این واژه را وام واژه باید دانست از آن روست که قلب «و» ایرانی باستان به «گ» به هیچ وجه در زبان های شمال غربی ایرانی، خصوصاً زازایی و گورانی، اصالت نداشته و پر واضح است که «گُنی» استقراضی است از صورت پارتی «گوخَنی» (در زبان پارتی دو استثناء در قلب «و» باستانی به «گ» وجود دارد).

باری صورت اصیل گورانی این واژه را می توان در واژه ی هورامی «ونی» یافت، به معنای «خون». وجود وام واژه ی «گُنی» در متن گورانی کهن و زبان زازایی امروزین حاکی از قرابت منحصر به فرد زبان های گورانی و زازایی داشته و منشاء پارتی این دو را مشخص می سازد.

واژگان معادل «خون» در زبان های فوق الذکر را می توان ذیلاً مشاهده نمود:

ایرانی باستان: وهونیـ

پارتی: گوخَنـ(ـی)

گورانی کهن: گنی

زازایی: گُنی

گورانی نوین (هورامی): ونی (توجه شود به حفظ صورت ایرانی باستان در هورامی و حفظ صورت اصیل پارتی در گورانی کهن و زازایی).  





نوع مطلب : اتیمولوژی (ریشه شناسی)، زبان های ایرانی، 
برچسب ها : واژه گنی در گورانی، ریشه واژگان گورانی، واژگان کردی گورانی، ارتباط گورانی با زازایی، کردی زازاکی، واژه خون در زبان های ایرانی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 11 شهریور 1392
خاموش نوربخش
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:35 ق.ظ
Hi colleagues, how is everything, and what you want
to say regarding this paragraph, in my view its genuinely awesome for me.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 01:34 ق.ظ
Good day! Do you know if they make any plugins to help with
SEO? I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing very good results.
If you know of any please share. Cheers!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:14 ب.ظ
Hi I am so grateful I found your website, I really found you by mistake, while I was searching on Digg for something else,
Anyhow I am here now and would just like to say thank you for a incredible post and a all round exciting blog (I also love the theme/design), I don't have time to look over it
all at the minute but I have book-marked it and also added your
RSS feeds, so when I have time I will be back to read more,
Please do keep up the excellent job.
سه شنبه 27 اسفند 1392 05:13 ب.ظ
با سلام وخسته نباشید به حضو.ر می رساند كه واژه گنی به معنی بیضه در زبان هورامی می باشد و باتوجه به معنی شعر منظور همان بیضه هست
چهارشنبه 13 شهریور 1392 12:51 ب.ظ
سلامی دوباره جناب خاموشی در جریان هستید احتمالاً که زبان گورانی که زبان ادبی غرب کشور بوده مورد استفاده خیلی از شاعران پیشین لک تبار قرار گرفته. به همین دلیل هم به نظرم باید دقت بیشتری بشه از این نظر که چون در زبان هورامی واژ] وته استفاده میشه نباید این فرضیه رو رد کرد. به نظر بنده زبان گورانی بیشترین قرابت رو لا لکی داره تا هورامی هر چند نزدیکی هورامی و لکی هم زیاده. الته توجه کنید که واژه گن هم در لکی و هم در کردی کلهر یا همان کردی جنوبی به کار میره البته با معنای گاهاً متفاوت. پس به نظرم محتمل تر باشه این نکته که بنده عرض کردم
خاموش نوربخش :سلام جتاب کولی وند عزیز؛ بله بنده در جریان موقعیت ادبی گورانی هستم.

ابتدائاً توجه داشته باشید که «هورامی» دقیقاً همون «گورانی» محسوب می شه، یعنی در اصل هر دو گویشی از یک زبان واحد می تونن قلمداد بشن و لکی، با توجه به نتایج حاصله از متدولوژی علمی در بررسی موقعیتش در میان زبان های ایرانی، به گروه گورانی و هورامی تعلق نداشته بلکه در کنار گویش های پیوستار کردی قرار می گیره.

لطفاً پیش از هر گونه قضاوتی در باب اتیمولوژی هر واژه ای، حتماً مباحث مطرح شده در این وبلاگ ذیل عنوان «علم و روش علمی» و نوشتارهایی در باب «لکی» رو مطالعه کنین.

به واژه هایی که مشابه همن و ممکنه ما رو به اشتباه بندازه که همریشه باشن، سابقه ی طولانی در علم زبان شناسی دارن. برای مثال یکی از مشهورترین این نمونه ها واژه ی «بد» در زبان فارسی و «bad» در زبان انگلیسیه. با اینکه فارسی و انگلیسی هر دو متعلق به خانواده ی هندواروپایی بوده و هم خانواده هستن، امّا بدِ فارسی با bad در انگلیسی به هیچ وجه هم ریشه نیستن.

لطفاً در باب روش علمی و نحوه ی استخراج وجه اشتقاق واژه ها، حتماً مطالعه بفرمایین.

همواره موفق باشین و پایدار.
سه شنبه 12 شهریور 1392 09:23 ق.ظ
با سلام خدمت جناب نوربخش. به نظرم اگر شعر رو هم میذاشتید کمک بیشتری می کرد به مخاطبان این نوشته. ما در لکی به بیضه "گُن" می گوییم و جز قسمت های حرام گوسفند حساب میشه. حدس بنده اینه که به همین معنی بیضه باشه هر چند دلایل زبان شناسی که شما آوردید هم میتونه درست باشه.
خاموش نوربخش :با سلام؛ ممنون از حضورتون.
بروی چشم حتماً بیت مصداق رو هم به متن اضافه می کنم.
درسته واژه ی «گُن» ظاهراً شبیه به «گنی» می باشد ولی نمی تونه با اون هم ریشه باشه چون معادل واژه ی بیضه در زبان گورانی (هورامی) «وَتَه» هست.
ممنون از توضیحات و مشارکتتون.
همواره برقرار باشین.
دوشنبه 11 شهریور 1392 03:21 ب.ظ
در زبان کردی کرمانجی خراسان واژه ی "گه نی Genî " به معنای کثیف و ناپاک به کار می رود.
خاموش نوربخش :درسته ، البته ریشه واژه ی کردی کورمانجی (گه نی) با واژه های مزبور در این نوشتار فرق داره.
ممنون از مشارکتتون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر