تبلیغات
زبان شناس آینده - شعری عرفانی از «سیّد نسیمی»
 
زبان شناس آینده
Scientia Potentia Est
درباره وبلاگ


وبلاگی علمی در باب موضوعات زبانشناختی

A scientific blog concerning linguistic subjects

مدیر وبلاگ : خاموش نوربخش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عمادالدّین نسیمی متولد قرن چهاردهم میلادی، احتمالاً در شهری در آذربایجان کنونی، به دنیا آمد. نسیمی از پیروان جنبش حروفیه بود که توسط مرشد وی، ملقب به فضل الله، بنیان نهاده شد. این جنبش از طریقت های عرفانی محسوب شده و در آذربایجان و طبرستان (گرگان) آن زمان پیروانی یافت. پیروان حروفیه بر این باور بودند که حروف و کلمات اسراری را در دل خویش نهفته دارند که از طریق انتساب اعداد به آن ها، می توان این اسرار را رمزگشایی نموده و رموز عالم را کشف کرد. از این منظر می توان رویکرد حروفیان به اسرار را با رویکرد مشابه عرفای یهود و نصاری مشابه دانست.

نسیمی به فراخور ترک زبان بودن اشعار عرفانی بسیار زیبایی به زبان ترکی سروده است. یکی از این اشعار شعری است موسوم به «هر دو جهان در من گُنجَد». ذیلاً گزیده ای از این سروده ی عرفانی و ترجمه ی فارسی آن مشاهده می شود:

 

من ده سغار ایکی جهان، من بو جهانا سغمازام

جوهر لامکان منم، کُون و مکانا سغمازام

هر دو جهان در من گنجد، (امّا) من در این جهان نمی گنجم

جوهر لامکان منم، در کُون و مکان نمی گنجم

 

کیمسه گؤمانو ظنّ ایله اولمادی حقّ ایله بیلیش

حقّی بیلن بیلیر کی من ظنّ و گؤمانا سغمازام

کسی نمی تواند با ظنّ و گمان آشنای حقّ گردد

حق شناس می داند که «من» و گمان بردار نیستم

 

صورته باق و معنیه، صورت ایچینده تانی کیم

جسم ایله جان بنیم ولی جسم ایله جانا سغمازام

صورت (ظاهر) و معنی (باطن) را ببین، در عالم صورت آشنا کجاست

جسم و جان از آنِ من است ولی در جسم و جان نیز نمی گنجم

 

جان ایله هم جهان منیم، دهریله هم زمان منیم

گؤر بو لطیفنی کی من دهر و زمانا سغمازام

هم جان هستم و هم جهانم، دهر (روزگار) و زمان هم منم

(حال) این طنز را ببین که در دهر و زمان نمی گنجنم

 

تیر منم کمان منم، پیر منم جوان منم

دولتی جاودان منم، اینه و آنا سغمازام

تیر منم کمان منم، پیر منم جوان منم

دولت جاودان منم، «این» و «آن» بردار نیستم

 

گرچی بوگؤن نسیمیم، هاشیمیم، قریشیم

بوندان اولودور آیتیم، آیت و شانا سغمازام

گرچه امروز (و در این حیات) نسیمی هستم، (از خاندان) هاشمی هستم، (از طایفه ی) قریش هستم (اشاره به سیّد بودن نسیمی)

امّا نشانه های من از این هم عظیم تر بوده، هیچ نشان، شأن و منزلت قبیله ای و نژادی در وصف من نمی گنجد 


(برگردان از ترکی به فارسی: خاموش نوربخش)  





نوع مطلب : شعر، ترجمه، 
برچسب ها : شعر نسیمی، سیّد نسیمی، جنبش حروفیه، اشعار حروفیه، Hurufizm، Hurufism، Nesimi poems،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 11 شهریور 1392
خاموش نوربخش
جمعه 17 آذر 1396 06:57 ب.ظ
We are a group of volunteers and opening a new scheme in our
community. Your web site provided us with valuable info to work on. You have done an impressive activity and
our whole group might be grateful to you.
یکشنبه 11 تیر 1396 01:22 ب.ظ
Glad to be one of many visitants on this awful internet site :
D.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:10 ب.ظ
Heya superb blog! Does running a blog such as this require
a great deal of work? I have virtually no expertise in computer programming however
I was hoping to start my own blog soon. Anyway,
if you have any ideas or tips for new blog owners please
share. I understand this is off subject but I just wanted to ask.
Cheers!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:48 ق.ظ
May I simply say what a relief to find a person that
actually knows what they're discussing on the web.
You definitely understand how to bring an issue to
light and make it important. More and more people really need to read this and understand this side of
your story. I was surprised you are not more popular since you definitely possess
the gift.
چهارشنبه 5 خرداد 1395 07:09 ب.ظ
سلام. خیلی ممنون از زحماتتون. اللریز آغریماسین. جسارتا عرض کنم که بیت 3 چنینه: صورته باق و معنی یی (معنی را، که امروز در ترکیه هم همینطور بکار میره ولی در آذربایجان بصورت: معنی نی) صورت ایچینده تانی کیم... (کلمه ی -کیم- در اینجا بعنوان حرف ربط بکار رفته و در واقع صحیحتر از -کی- هست. همانطورکه میدونید حرف ربط -که- در فارسی از ضمیر سوالی -که- به معنی -چه کسی- گرفته شده و در انگلیسی نیز ضمیر who هم بعنوان سوالی و هم بعنوان حرف ربط بکار میره. در ترکی هم ضمیر سوالی -کیم- برای این منظور استفاده میشده و هنوزم در زبان شعر کاربرد داره ولی در زبان محاوره جای خودشو به -کی- داده. پس ترجمه این مصرع چنینه: به صورت بنگر و معنی را درون صورت بشناس که...
ضمنا این شعر یه قصیده فکر کنم 17 بیتی است
جمعه 5 دی 1393 07:14 ب.ظ
سلام . بهتون پیشنهاد میکنم فیلم نسیمی رو هم ببینید
خاموش نوربخشسلام. ممنون از پیشنهادتان.
شنبه 20 مهر 1392 11:29 ب.ظ
درود خاسه برا
-------------
شعر قشنگی بود ...

اگه جنابعالی از تالشان آستارای عزیز هستید،

شعرهای تالشی استاد هارون شفیقی

عنبرونی رو هم تو وبتون بزارید.

(صرفا یک پیشنهاد)

بژی تالش...

بژی تالشی شیرنه زوون...

سغ ببن


پنجشنبه 14 شهریور 1392 11:06 ق.ظ
بسیار ممنون؛

در مورد معادل معنایی کلمه "نمی گنجم" در آذربایجان کلمه "سغمارام(با حرف ر)" متداول است، در حالی که برای مثال از "سغمازام" بسیار کم استفاده میشه و در صورت استفاده معنایی که عرض کردم رو میرسونه.

البته ترجمه شعر، معمولاً روح القائی اون رو از بین می بره ولی خب، ترجمه شما هم با مدنظر قرار دادن حالت القائی شعر انجام شده و بنده موافق و ممنون هستم.

از مسئله پسوند که بگذریم، یکی از مشکلات نیز در متن خود شعر توجه انسان رو جلب می کنه و اون هم تفاوت های کلمه من بصورتهای "من و بن" هستش که یکی لهجه آذربایجانیه و اونیکی لهجه استانبولی.
و اینکه در معنی کلمه "بنیم و منیم" در بیت سوم بصورت "ازآنِ من" و در بیت چهارم بصورت "من هستم" تر جمه شده که بنظرم در ترجمه بیت 4 اشتباهی رخ داده. یعنی به نوعی در ترجمه بیت 4، لهجه استانبولی مد نظر بوده است!

امیدوارم نظرات بنده موجب رنجش خاطرتون نشه، فقط قصد برطرف شدن شبهات مطلب رو دارم.

ممنون
خاموش نوربخش :با سلام؛
بله بنده کاملاً متوجه هستم که برای مثال «سغمازام» با «سغمارام» چه فرقی داره، ولی همونطور که گفتم بنده صرفاً در این مورد ترجیح دادم ترجمه ای تلویحی انجام بدم.
امروزه در آذری بسیار به ندرت از فعل «سغماق» استفاده می شه، ولی اگه بخوایم مثال دمِ دست بزنیم از «ـماز»، می شه به «اولماز» اشاره کرد که تلویحاً به معنی «نمی شود» است؛ گرچه در اصل به معنی «نه در حال و نه در آینده نمی شود».

کاملاً موافقم، مخصوصاً در مورد اشعار عرفانی ترجیح بنده همواره اینه که این اشعار به زبان اصلی خونده و دریافت بشن و معمولاً سعی می کنم از ترجمه ی اون ها پرهیز کنم؛ ولی در صورتی که راه چاره ای برای انتقال مفهوم به غیر از ترجمه ی شعر عرفانی نباشه ترجیحاً از ترجمه ی تلویحی استفاده می کنم؛ ولی باز به قول معروف دل آدم رضا نمی ده.

دقیقاً این نکته ی اصلیه شعر مزبوره، بنده اون رو یکبار از رو متن استانبولی به آذری برگردوندم و بعد به فارسی. نتیجتاً واقعاً یه جاهایی برای خودم هم مقدور نبود بدونم این مورد به آذری «مینم» باید باشه یا «منم».

بنده قبلاً متن شعر رو به خط عربی مشاهده کرده بودم، یادم می آد اونجا برای مثال «سغمازام» رو به صورت «صغمازام» نوشته بودند. ولی متاسفانه اون متن الان در دسترسم نیست و من اجبار از روی برگردان استانبولی کار کردم که موجب بروز سهوهای مزبور شده. لطفاً اگر شما احیاناً به اون متن به خط عربی دسترسی پیدا کردین بنده رو در جریان بذارین تا احیاناً متن شعر و حتماً ترجمه ی اون اصلاح بشه.

نظرات و مشارکت شما همواره باعث خرسندی و مایه ی افتخار بنده است.

همواره موفق باشید و پاینده.
سه شنبه 12 شهریور 1392 01:33 ب.ظ
بسیار ممنون و تشکر؛

از این که زحمت کشیده و این شعر زیبای ترکی رو قرار دادین بسیار ممنونم. ولی بایستی در ترجمه ابیات این شعر، به چند نکته توجه کرد. در اکثر ابیات ترجمه ها بصورت غیر واقعی و تقریبی انجام شده اند. جهت جلوگیری از تطویل سخن، اصل ابیات را نمی نویسم و فقط با شماره گذاری به آنها اشاره می کنم.
بیت1:
در ردیف های مصرعهای این بیت کلمه "سغمازام" بصورت "نمی گنجم" ترجمه شده است.
پسوند "ماز" در ترکی معنای "هیچگاه" را با خود حمل می کند و مفهوم آینده ناممکن را دارد.
ترجمه صحیحتر کلمه سغمازام(بدلیل عدم وجود معادل زمانی در فارسی) مساوی با "هیچگاه نمی گنجم و یا هیچگاه گنجنده نیستم" می باشد.

بیت2:
همان ترجمه غیر واقعی "سغمازام" در این بیت و ابیات دیگر نیز تکرار شده است. همچنین مصرع اول نیز با توجه به کلمات "اولمادی و بیلیش" اشتباه ترجمه شده است، ترجمه صحیح آن "هیچ کس با ظن و گمان دانای حق نشد" می باشد. و همچنین معنای مصرع دوم "حق شناس می داند که هیچگاه من در ظن و گمان نمی گنجم".
بیت 3: معنی صحیحتر:
"به صورت(ظاهر) و معنی(باطن) نظر کن، در میان صورتها مرا بشناس که جسم و جان از آن من است ولی هیچگاه در جسم و جان نمی گنجم"
بیت4: ترجمه صحیحتر:
"جان و جهان ازآن من[است]، دهر و زمان از آن من[است]، (حال) این طنز را ببین که هیچگاه من در دهر و زمان نمی گنجم"
بیت5:
اینه و آنا سغمازام ◄ هیچگاه به این و آن نمی گنجم.
بیت6:
بوندان اولودور آیتیم، آیت و شانا سغمازام ◄ نشانه های من از این هم عظیم تر است، هیچگاه در نشانه و شأن نمی گنجم.

اللریزه ساغلیق
خاموش نوربخش :با سلام؛ ابتدائاً ممنون از حضور و سپاس ویژه به جهت مشارکت روشنی بخشتون.
همونجور که خودتون هم فرمودین، در این مورد به سبب عرفانی بودن متن ترجیح داده شد ترجمه تلویحی باشه تا واژه به واژه.
در مورد پسوند «ـماز»، همونجور که قید کردین حالتی که این فعل القاء می کنه در فارسی وجود نداره-یعنی نفی امکان در حال و آینده. خود آذری زبان ها معمولاً این حالت رو با نفی ساده ترجمه می کنن در محاوره هاشون به فارسی بدین سبب از قید امکان نفی در قالب «هیچ گاه»، «هرگز» و امثالهم پرهیز شد.
در برخی جاهام به سبب تلویحی بودن از ترجمه های نزدیک ادبی استفاده شد تا فحوا منتقل بشه ، مثل مورد «این و آن بردار نیستم».
باز هم سپاس فراوان از مشارکت و توضیحات مفیدتون.

ساغلیق دا قالاسوز.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر