تبلیغات
زبان شناس آینده - چندشوهری: عجیب امّا واقعی!
 
زبان شناس آینده
Scientia Potentia Est
درباره وبلاگ


وبلاگی علمی در باب موضوعات زبانشناختی

A scientific blog concerning linguistic subjects

مدیر وبلاگ : خاموش نوربخش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

توجه: نوشتار حاضر صرفاً نگاهی است به نحوه ی ازدواج و زندگی زناشویی در یک فرهنگ بومی در ناحیه ی تبت، واقع در چین. دیدگاه و رویکرد این فرهنگ محلّی نسبت به مقوله ی خانواده تنها بازتابی است از مقتضیات محلّی این منطقه و به هیچ وجه من الوجوه نباید به مابقی بسترهای فرهنگی بشری تعمیم داده شود. مقصود از این نوشتار صرفاً آشنایی خوانندگان با تلوّن فرهنگ های بشری بوده و این که گاهی ممکن است فرهنگ یک ناحیه از زمین چه اندازه با فرهنگ نواحی دیگر متفاوت و حتّی در تناقض باشد. همچنین این امر نشان گر آن است که شرایط محیطی و معیشتی محیط زیست انسانی تا چه اندازه می تواند در تکوین و تحول رفتارهای اجتماعی آدمی اثرگذار باشد. از آن جا که رویکرد فرهنگ مزبور در زمینه ی ازدواج تفاوت چشمگیری با فرهنگ بومی و دینی ایران زمین دارد، فلذا از خوانندگان عزیز اکیداً درخواست می شود تا صرفاً از دیدگاهی نقّادانه و انسان شناختی به این موضوع نگاه کنند و به یاد داشته باشند که ارکان مبینی که فرهنگ اجتماعی و دینی ایران زمین را شکل داده ریشه در تبیین محکمات دارد.  

اخیراً یکی از هم قلم های گرامی بنده، سرکار خانم مشایخ، اقدام به راه اندازی بحثی در مورد ازدواج و معضلات آن را در وبلاگ شخصی خویش نمود، که ذیلاً در بخش لینک های مرتبط و همچنین در فهرست لینک دوستان قید شده است. صد البته که این بحث جالب است، چرا که هم درباره ی امر خیر است و هم، اگر از دیدگاه روانشناختی ببینیم، در مورد دومین نیروی محرّک روان آدمی است: نیاز به زناشویی.

برآیند بحث هایی که در بخش نظرات بحث مزبور انجام شده، و کماکان نیز بر دوام است، تاکنون این بوده که جامعه ی ما در حال گذار بوده و ورود مدرنیته و القاء مدرنیسم در ایران معایب، و در عین حال مزایایی، داشته که معضل ازدواج و موانع اقتصادی و فرهنگی در این راه را می توان در زمره ی این معایب دانست. این موضوع توجه نگارنده ی نوشتار حاضر را به موردی جلب نمود که حدود یک سال پیش بدان برخورده بود: چندشوهری. فرهنگ «چندشوهری» در برخی جوامع بدوی و یکجانشین دیده شده است که از این میان می توان به بعضی از اقوام ساکن منطقه ی تبت اشاره نمود.

نوشتاری که ذیلاً در توضیح مورد چندشوهری در فرهنگ تبت خواهد آمد، عمدتاً برگرفته از پژوهش های انسان شناختی «ملوین گولدشتاین» است که از دهه ی 1960 بدین سو در زمینه ی «چندشوهریِ برادرانه» تحقیق می نماید. وی هم اکنون در دانشگاه کِیس وسترن ریزرو واقع در کلیولند امریکا، صاحب کرسی انسان شناسی است.

«چندشوهری» در لغت نوعی از «چندهمسری» است که در آن یک زن دارای چند شوهر می باشد. این موقعیت در حالی است که در دیگر نقاط جهان، مخصوصاً در خاورمیانه، «چندهمسری» همواره به معنای ازدواج یک مرد با چند زن می باشد. در مورد «چندشوهری برادرانه»، که در تبت شاهد آن هستیم، چند شوهری که یک زن اختیار می کند معمولاً با همدیگر برادر هستند.

موضوع چندشوهری زنان، مخصوصاً وقتی که شوهرها با هم برادر باشند، به معنای کلمه برای مخاطب خاورمیانه ای غیرقابل هضم می باشد؛ امّا شایان ذکر است که این نوع چندهمسری نیز مانند دیگر رفتارهای اجتماعی آدمی دارای دلیل خاصّی می باشد. منطق نهفته در پس چندشوهری برادرانه این است که زمین زراعی که در تملک یک خانواده است و طبق سنّت جوامع پدرسالار-که تقریباً بخش عمده ی جوامع بشری را تشکیل می دهد-ارث عمدتاً میان فرزندان ذکور، یعنی همان پدران آینده، تقسیم می شود. از این رو جامعه ی تبت نظام زناشویی چندشوهری را برگزیده است تا بدین ترتیب تمامی فرزندان، خاصّه فرزندان ذکور، در یک منزل از یک مادر باشند که پس از رسیدن به سنّ بلوغ مشترکاً یک زن اختیار کنند و نتیجتاً زمین زراعی در تملک خانواده باقی مانده و به عنوان ارث بین فرزندان ذکور تقسیم نمی شود.

این امر بدان جهت می باشد که در سرزمین کوهستانی و سردسیر تبت اراضی زراعی بسیار محدود و اندک بوده و تنها راه حفظ یک ملک برای یک خانواده این است که پسران خانواده ارث را میان خویش تقسیم ننموده و مشترکاً از زمین استفاده کنند. همانطور که در تحقیقات گولدشتاین آشکار شده، خودِ تبتی ها نیز پس از گذشت قرن ها و هزاران سال از تثبیت این نحوه ی زناشویی در میان آنان کماکان دلیل اصلی و منطق نهفته در پس سنّت چندشوهری شان را می دانند: تنها زمانی می توان کاری کرد که برادران زمینی را تقسیم ننموده و پس از آنان فرزندان ذکورشان صاحب این زمین گردند که همگی متفقاً یک زن اختیار نمایند تا تمامی فرزندان از یک مادر بوده و نتیجتاً پای زن دیگری در میان نباشد که بخواهد به نفع پسران خویش، با فرزندان ذکور حاصل از زن دیگر رقابت نموده و موجبات نفاق در درون خانواده را مهیا سازد. در ضمن در صورت حضور بیش از یک زن در حلقه ی زناشویی خانواده، ممکن است طبیعتاً یک یا چندی از برادران به سمت یکی از زن ها کشیده شوند و بقیه به سمت زن یا زن های دیگر و نهایتاً نه با یک خانواده بلکه با چند خانواده در درون یک منزل رو به رو خواهیم بود که بالبطع هر یک به دنبال اعاده ی سهم خویش از زمین تحت تملک خانوار می باشد. شاید بهترین نمونه ای که بتوان در این زمینه تمثیل نمود مورد کشمکش میان زنان رسمی سلطان در دربار عثمانی باشد. در حرم سلطان امپراطوری عثمانی عادتاً بیش از یک زن رسمی وجود داشت که هر یک فرزند یا فرزندان ذکوری از پادشاه عثمانی داشتند و آوازه ی رقابت، نزاع و حتّی خونریزی های مداوم میان این زنان بر سر کسب «مِلک»، که در این مورد کلّ سرزمین های تحت سلطه ی عثمانی را شامل می شده، زبانزد خاصّ و عام بوده است. طبق سنّت معمولاً یکی از برادران دیگر برادران، مخصوصاً آن هایی که از مادری دیگر بودند، را از سر راه بر می داشت و به خونبارترین نحو ممکن قضیه ی وارثت این «مِلک» به پایان می رسید. داستان قتل شاهزاده مصطفی به توطئه ی  یکی از زن های رسمی پدرش، که یکی از غم انگیزترین حکایات در تاریخ آل عثمان به شمار می رود، به خوبی نشان گر اهمیت خطیر قضیه ی وراثت و تقسیم مایملک پدری در میان فرزندان ذکور است.

در مورد تبت، مردمان آن دیار سنتاً راه حل را در چندشوهری زن دیده و بدین ترتیب سعی داشته اند تا زاده شدن تمامی فرزندان از یک مادر، آن مادر را مجاب به حفاظت از حقّ تمامی فرزندان نموده و راه را بر ایجاد اختلاف میان پسران بر سر ارث و میراث، ببندند. اگرچه چندشوهری برادرانه یکی از نادرترین انواع زناشویی در میان تمامی ابناء بشر محسوب می شود، امّا با تمام شگفتی این امر در میان تبتیان آرمانی ترین شیوه ی ازدواج و تشکیل خانواده قلمداد می گردد. سازوکار چندشوهری برادرانه بسیار ساده است. یک زن منزل پدری اش را ترک گفته و برای زندگی و تشکیل خانواده با دو، سه، چهار یا بیشتر از این تعداد برادر به منزل آنان وارد می شود. طبق سنّت مرسوم در تبت بزرگترها، والدین، هستند که ترتیب ازدواج را داده و در این میان تازه دامادها و مخصوصاً دختری که قرار است به چند شوهر داده شود، حداقل رأی را داشته یا کلاً مجالی برای اظهار نظر ندارد. با این حال این الگوی والدمآبانه امروزه در حال تغییر است و اختیار بیشتری به پسران و دختر برای اظهار نظر در مورد ازدواج داده می شود. سنّ برادران، که همگی قرار است نقش شوهران یک زن را ایفاء کنند، از اهمیت کلیدی برخوردار است: برادرهای کوچک تری که به سنّ بلوغ (معمولاً 15 یا 16 سال) نرسیده اند، حقّ شرکت در مراسم ازدواج را ندارند؛ با این حال همین ها هم پس از رسیدن به سنّ بلوغ وارد جریان زناشویی شده و به عضوی دیگر از خانواده تبدیل می شوند. معمولاً برادر بزرگتر عهده دار امور مالی و تصمیمات اقتصادی خانوار است امّا دیگر برادران نیز در سود و زیان خانواده شریک بوده و افزون بر این به عنوان شرکای جنسی در چهارچوب زناشویی خانواده ایفاء نقش می نمایند. مردان و زنان تبتی به هیچ عنوان شریک بودن چند برادر در ازدواج با یک زن را غیرعادّی، حال به هم زن یا شرم آور ندانسته و هنجار سنّتی حاکم بر فرهنگ آن ها حکم می کند تا زنِ خانواده بین برادران هیچ گونه تبعیضی قائل نشود.

در مورد اولاد هم چنین رویکردی وجود دارد. تمامی آن ها مساوی بوده و هیچ ضرورتی در انتساب فرزندان به یکی از برادرها وجود ندارد، زیرا برای تبتی ها فرقی نمی کند کدام فرزند از کدام برادر حاصل آمده است، همگی متعلق به یک خانواده بوده و حتّی اگر یکی از برادرها به ضرس قاطع بداند که فلان بچه متعلق به اوست، باز هم هیچ توفیری نکرده و در صورتی که آن برادر از زندگی خانواده خارج گردد بچه هایش کماکان در منزل و در بستر خانواده می مانند (برخی مواقع که برای مثال دو تا از برادرها برای کار مدّت شش ماه را در شهر گذرانده اند و تنها یکی از برادران در منزل مانده است، در صورتی که زن خانواده در پایان این مدّت حامله گردد یقیناً از برادری بوده که در منزل مانده است و بدین ترتیب در مواقعی از این دست می توان مطمئن بود که بچه متعلق به کدام یک از شوهرهاست).

فرزندان نیز در عوض با تمامی پدرها به مساوات رفتار نموده و همه ی آنان را پدر خود می دانند، حتّی اگر فرزندی احیاناً بداند پدر واقعی اش کیست باز هم فرقی نمی کند. در برخی از نقاط تبت فرزندان، برادر ارشد را «پدر» نامیده و بقیه را «داداشِ پدر» صدا می زنند، در حالی که در مابقی نقاط همه ی برادران را پدر نامیده و تنها ممکن است از صفات «کوچک» و «بزرگ» برای تشخیص آنان از یکدیگر استفاده شود.

جالب این جاست که برخلاف اکثر جوامع بشری، من جمله جوامع غربی، در جامعه ی تبت علاوه بر چندشوهری انواع دیگر زناشویی من جمله تک همسری و چندهمسری (چند زن داشتن برای یک مرد) نیز مجاز می باشد و تنها یک گزینه برای تشکیل خانواده وجود ندارد. با این حال چندشوهری برادرانه و تک همسری رایج ترین انواع زناشویی در تبت می باشند. طلاق در فرهنگ تبتی بسیار ساده بوده و معمولاً هر یک از برادرها که به هر دلیلی دیگر نخواهد در خانواده حضور داشته باشد، منزل را ترک گفته و خانواده ی خویش را در محلّی دیگر تشکیل خواهد داد.

«دورجه» جوانکی از اهالی تبت که به همراه دو برادر بزرگترش مشترکاً دارای یک زن می باشند، در پاسخ به سوال گولدشتاین مبنی بر این که چرا به جای این که مستقلاً در صدد تشکیل خانواده و داشتن زنی برای خود برآید، تن به زندگی مشترک زناشویی با برادرانش داده است، گفت که وی بدین ترتیب توانسته از انشقاق خانواده و دارایی آن (احشام و مالات) جلوگیری نموده و به ارتقاء سطح معیشت خانوار خویش کمک نماید. همانطور که واضح است، منطق نهفته در پس فرهنگ چندشوهری تبتی ها دلایل معیشتی و اقتصادی داشته و منبعث از شرایط اقلیمی محیط زندگی آنان است. عروسِ برادران دورجه نیز در پاسخ به سوالی مشابه که گولدشتاین از او نموده بود، با خنده می گوید که ازدواج با سه برادر باعث می شود سطح زندگی وی و فرزندانش بهتر شده و به جای یک مرد، سه مرد برای امرار معاش آنان تلاش می کنند!

با این حال وضعیت اقتصادی رو به رشد منطقه ی تبت در چند دهه ی اخیر باعث از میان رفتن منطق اصلی چندشوهری برادرانه در تبت گردیده است. دیگر زندگی خانوار محدود به زمین زراعی و دام و احشامی که در تملک دارد نیست و از این رو دیگر تک همسری فرزندان ذکور، خطری برای معیشت آنان محسوب نمی گردد. نتیجتاً گولدشتاین نیز در پژوهش خویش بر این نکته صحه می گذارد که با روند رو به رشد اقتصادی در تبت باید انتظار داشت که چندشوهری برادرانه نیز در طی چند نسل آینده کاملاً از میان رفته و جای خود را به «تک همسری» بدهد. جامعه ی تبت نیز، مانند بسیاری از جوامع دیگر، در حال تجربه ی مدرنیسم و آشنایی با سبک جدیدی از زندگی و فرهنگ است؛ امّا تحولی که در انتظار تبت است با دیگر نقاط جهان تفاوت بسیاری دارد: گذار از خانواده های «چندشوهر» به خانواده های «تک همسر».

ذیلاً لینک نوشتاری در قالب پی دی اف مشاهده می شود که درباره ی معضلات زندگی چندشوهری نوشته شده است. عنوان این مقاله عبارت است از «چرا چندشوهری با شکست مواجه می شود: سرچشمه های بی ثباتی در خانوارهای چندشوهر». 





نوع مطلب : ترجمه، 
برچسب ها : چندشوهری، انواع زناشویی، چندشوهری برادرانه، انواع ازدواج، چندشوهری در تبت، polyandry in Tibet، polyandry،
لینک های مرتبط : بحث مرتبط با معضلات ازدواج در ایران-وبلاگِ «گزارش یک زبانشناس» (سرکارخانم مشایخ)، چرا چندشوهری با شکست مواجه می شود: سرچشمه های بی ثباتی در خانوارهای چندشوهر،

       نظرات
شنبه 16 شهریور 1392
خاموش نوربخش
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:15 ب.ظ
What a material of un-ambiguity and preserveness of valuable
knowledge concerning unpredicted emotions.
شنبه 16 شهریور 1392 09:20 ب.ظ
سلام پست های وبتان یکی ازیکی بامحتواترند.سپاس ازشما.
خاموش نوربخش :سلام؛ ممنون از حسن نظر و لطف شما.
شنبه 16 شهریور 1392 03:32 ب.ظ
سلام
واقعا چه دنیای عجیبی دارند این تبتی ها
چقدر خوبه دوره گذار به اینها هم رسید!
خاموش نوربخش :سلام؛ بله دقیقاً. تبت شاید تنها جایی باشد که کاهن خداپرست (مثلِ برخی فرق بودایی) با کاهن بی خدا (مثل برخی طریقت های بودایی الحادی) و همچنین چندشوهری (مثلِ موردی که شرح آن رفت) با چندعشقی (چنان که در برخی معابد بوداییِ رمزآلود تجربه می شود) را می توان یک جا کنار هم دید!
شنبه 16 شهریور 1392 01:09 ب.ظ
سلام
حال شما
خوبید
ازاطلاعات ممنون
خاموش نوربخشسلام؛ ممنون از شما. لطف دارید.
همواره سرفراز باشید.
شنبه 16 شهریور 1392 01:07 ب.ظ
سلام
حال شما
خوبید
ازاطلاعات ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر