تبلیغات
زبان شناس آینده - نگاهی به زبان مراغی
 
زبان شناس آینده
Scientia Potentia Est
درباره وبلاگ


وبلاگی علمی در باب موضوعات زبانشناختی

A scientific blog concerning linguistic subjects

مدیر وبلاگ : خاموش نوربخش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

«مراغی» یکی از گویش های ایرانی است که درکوهستان های رودبار، حدفاصل میان استان قزوین و گیلان، تکلم می شود. مراغی شباهت بسیاری به گویش ها تاتی دارد که در اطراف و اکناف مناطق مراغی نشین گویش می شود امّا به جرأت می توان مراغی را یک زبان مستقل دانست که با تاتی، تالشی و دیگر زبان های شمال غربی ایرانی قرابت دارد.

یکی از قابل توجه ترین نکات در مورد زبان مراغی حفظ برخی واژگان خاصّ در این زبان است که در دیگر زبان ها و گویش های اطراف آن به چشم نمی خورد. این موضوع را می توان ناشی از فرهنگ خودباور مراغی دانست، فرهنگی که به خوبی تفاوت میان خودی و غیرخودی را تمیز می دهد و به موازین اجتماعی خاصّی پایبند است (برای مثال تأکید بر تک همسری و حتّی تحریم ازدواج مجدد در میان مردان پس از وفات زوجه). هر چند تعاریف و توصیفات بسیاری له و علیه این فرهنگ بر زبان ها رانده شده امّا به زعم نگارنده ی نوشتار حاضر عمده ترین دلیل تمایز فرهنگ و همچنین گویش مراغی با دیگر مناطق، خاصّه اطراف آنان، را می توان در پیشینه ی «اسماعیلی» اهالی آن جستجو نمود.

همانطور که واضح است منطقه ی رودبار، محل کنونی استقرار زبان مراغی، سالیان سال کانون تمرکز اسماعیلیان الموت و لشکر افسانه ای حسن صباح بوده است. اسماعیلیان، و دیگر فرقی و طریقت هایی که به نوعی خارج از دایره ی شریعت اسلام محسوب می شده اند، را غالباً با عناوینی از قبیل «زنادقه» و «زندیق» خوانده اند. البته انتساب چنین عناوینی چنان هم بی راه نبوده چرا که با اندکی دقّت در بسیاری از این فرق می بینیم که اتکال و توسل به فرزندان پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی بن ابی طالب (ع) در این فِرَق تنها نوعی نقاب برای پوشاندن عقاید پیشااسلامی است که در فحوا و روح این فرق جاری و ساری بوده است. اعتقاداتی از قبیل تناسخ، تجلی ذات اقدس الهی در قالب انسان (خداانگاری انسان)، مهرپرستی و تعظیم در برابر آفتاب و غیره تنها بخشی از عقاید منافی اسلام است که می توان در لا به لای تعالیم فرق مزبور یافت نمود.

به هر حال امروزه سال هاست که دیگر، حداقل تا آن جا که نگارنده ی مطلب حاضر اطلاع دارد، خبری از اسماعیلیه در میان مراغی زبانان نیست و همگی آنان شیعی مذهب و مسلمان هستند. گویش وران زبان مراغی، به گواهی متون موثق تاریخی و معاصر، از با کرامت ترین و شرافت مندترین ساکنان فلات پهناور ایران محسوب شده و آشنایی نگارنده ی مطلب با یکی از این عزیزان، دوست گرانسنگ و هنرمندم جناب آقای ب. مراغی، نیز مصدّق این امر بوده است.

 

برخی از ویژگی های جالب زبان شناختی زبان مراغی

تبدیل «تر» باستانی به «هر» در مراغی، مانند دیگر زبان های ایرانی شمال غربی، برخلاف «س» در زبان های جنوب غربی ایرانی:

مراغی: دوهرا

هورامی: داری

گیلکی: دهره

برخلاف:

فارسی: داس

کردی: داس (وام واژه ی فارسی)

 

حفظ «چ» میانی باستانی در مراغی (خاصیتی که به ندرت در زبان های ایرانی شمال غربی دیده می شود و ابداً در زبان های جنوب غربی وجود ندارد):

مراغی: روج / روچ

گورانی (هورامی): رُوچ

 

گیلکی: روج

کردی: روژ

برخلاف:

فارسی: روز

لری: رو(ز)

 

حفظ ریشه ی اوستایی فعل «گفتن»، همانند زبان تالشی، و برخلاف دیگر زبان های حاشیه ی خزر:

مراغی: وُتَن

تالشی: واته

کردی: وتن

هورامی: واته ی

برخلاف:

فارسی: گفتن

گیلکی: گونن

مازنی: بَـ(ـگـ)ـوتن

 

ریشه ی «پیـ» در معنی «خواستن»، همانند تالشی، بر خلاف دیگر زبان های حاشیه ی خزر:

مراغی: پیستن

تالشی: پیسته

کردی سورانی: ویستن

برخلاف:

گیلکی: خاسن

مازنی: باخاستن

 

حفظ صورت اصیل شمال غربی واژه ی «سگ» در زبان مراغی، همانند تالشی، و برخلاف دیگر زبان های حاشیه ی خزر:

مراغی: اِسبا

تالشی: اسبَه

گورانی (هورامی): سپه

برخلاف:

گیلکی: سگ

مازنی: سک

فارسی: سگ

 

حفظ «س» ایرانی باستانی برخلاف «ه» در جنوب غربی ایرانی:

مراغی: وِنُوس

برخلاف:

گیلکی: گونا

مازنی: گنا(ه)

فارسی: گناه

گورانی (هورامی): ویناه (وام واژه ی دخیل از فارسی میانه)





نوع مطلب : زبان شناسی، زبان های ایرانی، گویش شناسی، 
برچسب ها : گویش مراغی، زبان مراغی، زبان های حاشیه ی خزر، الموت حسن صباح، زبان اسماعیلیه، Maraghi language، Maraghi and Talysh،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 18 شهریور 1392
خاموش نوربخش
یکشنبه 4 تیر 1396 09:21 ب.ظ
بسیار چلیپا از خود نوشتن در حالی
که صدایی مناسب ابتدا آیا نه نشستن خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما قادر به من مؤمن اما تنها
برای بسیار در حالی که کوتاه.
من با این حال مشکل خود را با فراز در منطق و شما خواهد
را سادگی به کمک پر کسانی که شکاف.
که شما در واقع که می توانید انجام
من را بدون شک تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:10 ق.ظ
Magnificent website. A lot of helpful information here. I'm sending it to
some pals ans additionally sharing in delicious.
And of course, thanks for your sweat!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:14 ب.ظ
Yes! Finally something about BHW.
یکشنبه 13 فروردین 1396 10:14 ق.ظ
Hello, yeah this post is actually good and I have learned lot of things from it regarding blogging.
thanks.
پنجشنبه 26 اسفند 1395 05:52 ب.ظ
با سلام
توی فرهنگ مراغی اشتباه کردید
بعد از مرگ همسر (مرد یا زن) این اجازه داده میشود دوباره ازدواج صورت بگیرد.
شنبه 11 مرداد 1393 01:59 ب.ظ
درود. دوست گرامی. در گیلکی روز را روج نمی گویند.
با سپاس از وبلاگ خوب شما. من از کجا می توانم فرهنگ زبان فرضی ایران-اروپایی را بیابم؟ فرهنگ زبان اوستایی چطور؟ پهلوی البته هست متعدد. آیا می توانید پا ای میل به من پاسخ دهید؟
خاموش نوربخشسلام دوست عزیز.

لینک های مربوط برایتان ارسال خواهد شد.

در مورد معادل «روز» در زبان گیلکی، که «روج» می باشد، به لینک زیر مراجعه نمایید:

http://isna.ir/fa/news/93071608901/

«تحول «چ» باستانی به «ج» در گیلکی، برخلاف «ز» در فارسی است. به عنوان مثال گیلکی "روج" در برابر فارسی "روز"، گیلکی "ریج" در برابر فارسی "ریز"، گیلکی "جیر" در برابر فارسی "زیر"، گیلکی "جور" در برابر فارسی "زِبَر" است.»
سه شنبه 12 آذر 1392 09:05 ق.ظ
متاسفانه من به شما اخطار را دادم اما شما این مطلب را حذف نکردین پس اگه وبلاگ دیگه نیومد بالا شاکی نشین
یکشنبه 10 آذر 1392 09:52 ب.ظ
با سلام
لطفا این مطالب رو حذف کنین
اخطار
جمعه 5 مهر 1392 09:50 ب.ظ
خاموش نوربخش
جمعه 5 مهر 1392 09:49 ب.ظ
با سلام شما حق ندارید این چرندیات را اینجا بنویسید ویا به هموطنان ما توهین کنید .
خاموش نوربخش :سلام مخاطب گرامی؛

ابتدائاً ممنون از حضور و اظهار نظرتان.



احتراماً بنده طبق مفاد حقوق بشر و تحت قوانین کشور عزیزم «حقّ» نگارش موضوعات مزبور را دارم.

جمعه 5 مهر 1392 01:23 ب.ظ
با سلام دوباره، حضورتان در وبلاگ بنده مایه ی خرسندی و مباهات بنده شد

و اما در مورد معنی آذربایجان این فرض که "آزاربایجان = محل حکومت مستقل" می باشد، اول بار توسط بنده در وب مطرح می شود و نیاز به نقد ترکی دانان و زبانشناسان دارد، در کل بنده قصد تحمیل یافته های خویش را بعنوان حتم و قطع، ندارم.

این کلمه در مناطق قره داغ(از اصیلترین مناطق آذربایجان) مستعمل بوده و قابل تجزیه است.

ریشه ی واژه، حرف «آ» می باشد. این حرف حاوی معنای کلی "جدا بودن" است. تقسیم بندی کل کلمه به شکل زیر می باشد:

آ+ز+ار + بای+جان (صفت ترکیبی)

آ ◄ ریشه
ز ◄ پسوند صفت ساز
ار ◄ پسوند صفت ساز فاعلی

بای ◄ ناظر، حاکم (اسم)
جان ◄ پسوند صفت ساز مکانی(اوجان، اره جان، خوجا میجان و... )

خاموش نوربخش :سلام هومای گرامی؛


ممنون از لطف تان.


سپاس از توضیحات تان. بنده با اتیمولوژی پیشنهادی تان مخالفم. اگر زمانی در محافل علمی مورد قبول واقع شد بنده را هم مطلع سازید.

موفق باشید و ماندگار
جمعه 5 مهر 1392 11:46 ق.ظ
نمی دانم کدام محفل علمی است که "آتروپاتکان!" را پذیرفته و "آزاربایجان" را وا می نهد(این لفظ در منطقه قره داغ مستعمل است). همین مسئله اعتبار علمی یکچنین محافلی را آشکار می سازد.

و اینکه نمی دانم جنابعالی مقصود بنده را از گفته هایم چه چیزی تلقی می فرمائید و آنکسی که اطلاع رسانی می کند از مقصود بنده چه اطلاعاتی دارد و کِی با بنده مباحثه داشته است، در کل اگر بخواهید دیگر به وبلاگتان نخواهم آمده و مصدع اوقات شریف نخواهم شد.

پاینده باشید
خاموش نوربخش :هومای عزیز لفظ «محافل علمی» ارجاعی است به معتبرترین نوشته ها و مستندات در زمینه ی هر علمی. شما هم با اندکی کندوکاو می توانید پی ببرید که در معتبرترین رسالات نگاشته شده در باب اتیمولوژی «آذربایجان» تا کنون چه ریشه ای پذیرفته شده است.


مقصود خاصّی از دوستان نداشتم، در کل همسنگرانی که در خاکریزهای فرهنگی به معاضدت حقیقت مشغول اند همواره به بنده ی حقیر لطف داشته اند.

حضورتان همواره مایه ی خرسندی است و هر چه علمی تر باشد بیش تر مایه ی مباهات است. هر چند نهایتاً مصلحت خویش را خود بهتر می دانید دوست گرامی.


در پناه حقّ.
جمعه 5 مهر 1392 10:09 ق.ظ
ممنون؛

ولی این خطه ی ایرانی که می فرمائید، خطه ای سیاسی است، نه خطه ای فرهنگی. ولی خطه ی آذربایجان خطه ای کاملاً فرهنگی بوده و اکنون نیز بین ایران و آذربایجان و روسیه و عراق و سوریه تقسیم شده است و بیش از 90 درصد جمعیت آن را ترکها تشکیل می دهند. اینکه امروزه قسمت اعظمی از این منطقه بنا به دلایل سیاسی در داخل خاک ایران می باشد، آیا انصاف این است که از هر طریقی سعی در غیر ترکی معرفی نمودن هویتش باشیم؟

لفظ آذربایجان نیز لفظی کاملاً معنی دار در ترکی است:

آزاربایجان (صفت ترکیبی مکانی):

آزار ◄ جدا شونده، مستقل

بایجان ◄ محل حکومت

آزاربایجان ◄ محل حکومت مستقل.

اینکه بیاییم و بدون کوچکترین توجه به زبان مردم منطقه و با فرض فارسی بودن حتمی این نام، به دنبال معنای فارسی آن بگردیم و سر آخر هم بی نتیجه دست به دامن الفاظی همچون «آذرآبادگان یا آتروپاتکان» شویم، نه تنها کاری بیهوده انجام داده ایم، بلکه در حق جمعیت کثیر این منطقه نیز اجحاف روا داشته ایم.

در صورت نیاز می توانم توضیحات بیشتری در این مورد ارائه کنم.

همچنین هنوز هم که هنوز است و از پژوهشات گرانجای خود شما نیز معلوم می شود که اکثریت نیم زبانهای کرینگانی و هرزنی و طالشی هیچگاه زبانی واحد را تشکیل نمی داده اند حال آنکه آمده و مجموعاً نام "آذری" را بر ایشان قرار دهیم!

بنده همواره سعی در پژوهشگر بودن داشته ام و در بسیاری موارد حتی با ترکها نیز اختلاف دارم و معمولاً بدون تفکر و مطالعه نمی توانم سخنی را قبول یا رد کنم. ممنون

خاموش نوربخش :هومای گرامی؛

نام «آذربایجان» نامی فارسی نیست بلکه نامی «ایرانی» است. زبان قدیم آذربایجان، موسوم به «آذری»، نیز زبانی ایرانی متعلق به دسته ی ایرانی شمال غربی می باشد.


ممنون از توضیحاتی که قید فرمودید. اتیمولوژی هایی که ارائه می فرمایید در محافل علمی پذیرفته نبوده و تحت عنوان «جعلی» از آن ها یاد می شود.


بنده به مدد دوستانی که لطف کرده و اطلاع رسانی می نمایند به خوبی از سعی و نظر اصلی شما آگاه هستم.


همواره در پناه حقّ باشید.
چهارشنبه 3 مهر 1392 11:31 ق.ظ
ممنون؛

اگه به معنی ترکی "مراغه" نیز توجه کنید ممنون می شم:

ماراغا: مورد توجه، جالب توجه

یک مسئله هم این که زبانی به نام "زبان قدیم آذربایجان" هنوز در حد یک تئوری است و اثباتی علمی برای این ادعای کسروی ارائه نشده است.

واژه های "دوهرا، داری، دهره" می توانند وام واژه ای از ترکی نیز باشند:

دَیره: آلت چوب بری(تبر)، از مصدر دَیمک به معنای برخورد کردن.

این کلمات از ریشه دَرمک(چیدن(علوفه)) نیز می توانند باشند.
خاموش نوربخش :سلام هومای عزیز؛

«ماراغا» در ترکی بعید است ریشه ی زبان ایرانی «مراغی» باشید.

دوست گرامی اولاً این ادعای کسروی نبوده بلکه از دستاوردهای علم زبان شناسی در زمینه ی ایران شناسی است.

یادمان باشد که نام زیبا و ماندگار «آذربایجان» یا «آذرآبادگان» نامی است ایرانی، چگونه می توان «زبان ایرانی خطّه ای ایرانی» را مردود دانست؟

لطفاً در مطالعات تان اسیر نوشته های خیال بافانه ی قوم پرستان نشوید.

همواره موفق باشید و مانا.
چهارشنبه 27 شهریور 1392 09:23 ب.ظ
درود
ریشه کلمه اسبا ، سگ، مربوط به چه دوره ای است؟ سپاس
خاموش نوربخش :سلام دوست عزیز؛

ممنون از حضورتان. مقاله ای مجزا در باب پرسشی که مطرح فرمودید، ارسال شد که ریشه ی واژه ی «اسبا» در معنی «سگ» را تبیین می نماید.

همواره موفق باشید و سرفراز.
چهارشنبه 27 شهریور 1392 09:07 ب.ظ
درود
ریشه کلمه اسبا ، سگ، مربوط به چه دوره ای است؟ سپاس
دوشنبه 18 شهریور 1392 11:13 ب.ظ
درود
ممنون از پاسخ های کاملی که ارائه دادید...
و از لطفی که دارید، بی نهایت سپاسگزارم.
خاموش نوربخش :با سلام؛ سپاس، وظیفه ی بنده است.
دوشنبه 18 شهریور 1392 08:39 ب.ظ
سلام
ببخشید واقعا در مراغی به گناه "ونوس" می گویند؟ بعد آیا این ارتباطی به سیاره "ونوس یا زهره" ندارد؟؟؟
یا مراغی هیچ ربطی به شهر مراغه ندارد؟؟
البته شاید سوالاتم بسیار نادرست و پیش پا افتاده باشند...

به روزم با شعر طنز

منتظر دیدگاه شما
خاموش نوربخش :سلام؛
بله این واژه را به معنی گناه به کار می برند امّا با اندکی تفاوت در تلفظ با ونوس، در اصل تلفظ واژه ی مراغی venos می باشد در حالی که در فارسی «ونوس» را venus می خوانیم.

به لحاظ اتیمولوژیک هیچ ارتباطی میان Venus در زبان های اروپایی و venos در مراغی وجود ندراد. واژه ی اخیر در مراغی برگرفته از صورت اصلی پارتی vinas می باشد که در فارسی میانه به صورت vinah ثبت شده و در فارسی نوین به صورت gonah در آمده است.

تا آن جا که بنده اطلاع دارم خودِ مراغی ها اکیداً منکر هرگونه ارتباطی با شهر مراغه می باشند، امّا با توجه به نزدیکی تقریبی میان این دو منطقه و عطف به این موضوع که زبان قدیم آذربایجان، بسیار شبیه به زبان تاتی و مراغی امروزه بوده است، می توان وجه تسمیه ی مراغی و شهر مراغه را مرتبط دانست (توجه شود به واژه ی اوستایی «مه ره غه» به معنی «مرتع حاصطخیز».

سوالاتتان بسیار به جا و سنجیده بود. بنده می خواستم نوشتار حاضر را با این اطلاعات به روزرسانی کنم که البته در قالب پاسخ به نظر شما، به روزرسانی گردید.

حتماً با کمال میل خواهم آمد.

همواره سرفراز باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر