تبلیغات
زبان شناس آینده - اهورامزدا: شیطانی یا الهی؟
 
زبان شناس آینده
Scientia Potentia Est
درباره وبلاگ


وبلاگی علمی در باب موضوعات زبانشناختی

A scientific blog concerning linguistic subjects

مدیر وبلاگ : خاموش نوربخش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نوشتار حاضر به اتیمولوژی واژه ی «اهورامزدا» اختصاص دارد. سعی بر آن بوده تا تمامی استنتاجاتی که ذیلاً خواهد آمد بر اساس علم زبان شناختی بوده و مبنای علمی داشته باشد تا بدین ترتیب صرف نظر از عصبیت های پان ایرانی و یا ضدباستانی، تنها روش علمی مستمسک قرار گیرد. به جهت نتایج حاصله از استدلالات مزبور پیش بینی می شود نوشتار حاضر احیاناً بحث برانگیزترین مطلب ارسالی در این وبلاگ باشد. فلذا از دوستان، صاحب نظران و مخاطبین گرامی که منّت گذارده و پس از مطالعه ی نوشتار حاضر نظری از خویش بر جای می گذارند درخواست می گردد تا در صورتی که انتقادی را به استدلالات زبان شناختی، باستان شناختی و علمی مندرج در این نوشتار وارد می دانند، نقد خویش را صرفاً از منظری علمی و مستدل بیان دارند تا از این رهگذر باعث تبیین هر چه بهتر موضوع و تعالی بنده ی حقیر و دیگر خوانندگان و مخاطبان گرامی گردند.

«اهورامزدا» نام موجودیت الهی برتر در دین زرتشت می باشد. این واژه مستقیماً برگرفته از زبان اوستایی بوده و تلفظ صحیح آن در اوستایی عبارت است از «اَهورَه مَزدا» (با آوانگاری استاندارد Ahura Mazdā). این واژه در دیگر زبان های ایرانی نیز وارد گردیده و در فارسی میانه به صورت های «اورمزد» و «هرمز» در آمده و در زبان کردی نیز به صورت «ورمه ز» یا «ورمز» حفظ شده است.

«اهوره مزدا» (که اشتباهاً در فارسی نوین به صورت «اهورامزدا» تلفظ می شود) از اهمیت بسیاری در آیین زرتشتی و ایران باستان برخوردار است. اهورامزدا نمادی است از خیر مطلق و در بسیاری از تعابیر دینی آن را با مفهوم «خدای یگانه» در ادیان توحیدی، خاصّه ادیان اسلام و یهود، یکی می پندارند. از دوره ی پهلوی اوّل بدین سو و آغاز «پان ایرانیسم» و «باستان پرستی» در ایران زمین متعاقباً دین زرتشت نیز جایگاهی بسیار والا در میان روشنفکران ایرانی گرفته و تدریجاً سنتّی رایج گشت مبنی بر پرجلوه نشان دادن زرتشتیت در مقابل دیگر ادیان (خاصّه دین مبین اسلام). امّا در عین حال برخی متفکرین ایرانی اسلامی نیز در همین بازه ی زمانی وجود داشته اند که سعی بر تطبیق تاریخی و ایدئولوژیک آیین های اسلام و زرتشتیت ورزیده و از این رهگذر در جستجوی نوعی تسالم میان این دو دین بوده اند. به طور کلّی آیین زرتشتی جایگاه ویژه ای در مطالعات شرق شناسی جهان نیز داشته و مورد مطالعه ی بسیاری از مستشرقین، زبان شناسان (به واسطه ی زبان اوستا) و حتّی فلاسفه ی مطرح جهانی قرار گرفته است.

با این وجود ریشه یابی و دریافت اتیمولوژی واژه ی «اهوره مزدا» به عنوان بنیادی ترین مفهوم ساری و جاری در بطن زرتشتی گری می تواند از دیدگاهی علمی و قاطع ماهیت و جوهره ی آیین باستانی زرتشت را روشن نماید. جوهره ای که از قرار معلوم برای بسیاری از ایرانیان، چه موافقان باستان پرستی و چه معارضان این جریان، ناشناخته بوده؛ هرچند، چنان که ذیلاً اشاره خواهد شد، مستشرقین و برخی فلاسفه ی غربی به خوبی از جوهره ی مزبور و ماهیت اصلی آئین زرتشتی آگاه بوده اند.

برداشت عامیانه این است که اهورامزدا صرفاً «خدای دین زرتشت» است، امّا به لحاظ علمی «اهوره مزدا» هیچ ارتباط اتیمولوژیکی با واژه ی «خدا» ندارد. عبارت «اَهورَه مَزدا» در زبان اوستایی، به عنوان قدیمی ترین متن مقدس به جای مانده از آئین زرتشتی، تحت اللفظاً به معنی «اربابِ خرد» می باشد. واژه ی «اهوره» از ریشه ی بازسازی شده ی ایرانی باستان «*اَثورَه» بوده (بازسازی مزبور پیشنهاد نگارنده ی مطلب می باشد) و ریشه ی هندوایرانی باستانی آن به صورت «*اَسورَه» می باشد. این واژه در زبان سانسکریت (هندی باستان) نیز به همین صورت ذخیره گردیده است: «اسوره» (دقت شود به حفظ «س» هندواروپایی در زبان های هندی برخلاف تبدیل آن به «ه» در زبان های ایرانی). واژه ی «مزدا» را نیز به صورت ایرانی باستان «*مزداه» بازسازی نموده اند که با واژه ی «mind» در انگلیسی همریشه بوده و به معنی «خرد» و «ذهن» می باشد.

امّا نکته ی مهم در بخش اول این عبارت، یعنی «اهوره»، نهفته است. «اهوره» در خداشناسی زرتشتی مفهوم «ارباب الهی» یا «صاحب الهی» را دربردارد، امّا معادل هندی باستان این واژه، یعنی «اَسوره»، در اصل به دسته ای از خدایان آئین هندو اطلاق می گردیده که ماهیتی «شرّ» و «خباثت آمیز» دارند.

 

«اسوره»، معادل «اهوره»، در آئین هندی باستان

با عطف به شواهد زبان شناختی، آئینی و باستان شناختی موجود هیچ تردیدی وجود ندارد که آئین هندی باستان را می توان به نوعی امتداد آئین آریایی های اولیه دانست که زمانی، پیش از ظهور زرتشت، ایرانیان باستان نیز بر این آئین بوده اند و پس از ظهور زرتشت بوده که قاطبه ی ایرانیان از آئین مزبور بازگشته و به زرتشتی گری گرویده اند. امّا همانطور که ارتباط علمی میان واژگان «اهوره» در اوستایی و «اسوره» در سانسکریت ثابت می کند، آیین زرتشتی نیز برخی از مفاهیم خویش را از آیین آریایی باستان عاریت گرفته و در اصل می توان آن را گونه ای متفاوت یا تافته ای جدابافته از تفکر عرفانی-دینی آریایی های اولیه به شمار آورد.

از این رو همانطور که واژه ی «اسوره» در سانسکریت می توان مؤید ریشه ی اصلی اتیمولوژیک «اهوره» در اوستایی باشد، مفهوم «اسوره» در آیین هندو و متون هندوی باستانی نیز می توان نشان دهنده ی ماهیت اصلی «اهوره»، این «اربابِ خرد»، در آیین زرتشتی باشد.

«اسوره» در آیین هندو و متون باستانی هندو به دسته ای از خدایانِ «شرّ» و «خبیث» اطلاق شده است. اسوره ها در اصل آن دسته از خدایانی بودند که با خدایان اصلی و نیک سیرت سر جدال و تعارض داشتند و به نوعی می توان اسوره ها را معادل «شیطان» در ادیان ابراهیمی دانست: «شیطان» تحت اللفظاً یعنی «معارض» و «مخالف». مفهوم خباثت و شریر بودن این خدایان تا بدان جا در میان هندوهای باستانی پررنگ بوده که علماء هندو در ازمنه ی قدیم ریشه ی واژه ی «اسوره» را، هر چند به اشتباه، «اَ + سوره» به معنی «ناپاک» یا «ضدّ خالق» دانسته اند.

دلیل معارض اسوره ها با دیگر خدایان در آیین هندو را می توان این گونه توضیح داد: خدایان برتر یا همان آفرینندگان اصلی جهان از دیدگاه آیین هندو تصمیم به خلق «انسان» می گیرند تا موجوداتی را برای عبادت خویش بیافرینند. اسوره ها، به عنوان دسته ای از خدایان یا موجوداتی الهی، با این تصمیم مخالفت ورزیده و آفرینش انسان در چنین شرایطی را صحیح نمی دانند. همین مخالفت و تعارض سبب تبعید و نفرین اسوره ها توسط خدایان اصلی شده و نتیجتاً زمینه ی معارضه ی ابدی میان این دو دسته پدید می آید.

خدایانِ خالق نهایتاً انسان را می آفرینند و اسوره هایی که مغضوب درگاه خدایان قرار گرفته اند، سوگند یاد می کنند تا آدمی را آموزش داده و به نوعی راه خدا شدن را به او بیاموزند تا انسان ها از حالت بنده ی خدایان خارج شده و با آن ها برابر گردند. همین موضوع سبب بروز مفهوم «ضد خالق» برای واژه ی «اسوره» یا «اهوره» گردیده است. از این رهگذر «سوره»ها، به معنی «پاک» و «خالق نیک سیرت»، در تعارض کامل با «اَسوره»، به معنی «ناپاک» و «ضدّ خالق» قرار می گیرند.

در «ویشنو پورانا»، از منابع مقدس هندو، چندین جنگ میان خدایان خالق و خدایان ضد خالق، اسوره ها، رخ می دهد که بر اساس «مرام باطنی»، به استناد هلنا بلاواتسکی، دومین نبرد میان اسوره ها و خدایان خالق بر سر آفرینش آدمی صورت پذیرفته و خدایان خالق با کمک نیروهایی الهی اسوره ها را شکست می دهند و اسوره ها هبوط/سقوط می کنند (دقت شود به ماجرای آفرینش انسان در ادیان ابراهیمی که شیطان در برابر آفرینش انسان مخالفت ورزیده و نهایتاً توسط خداوند به جهنم واصل می گردد).

با این حال در خداشناسی هندو نابود نمودن «اسوره»ها توسط خدایان خالق امکان پذیر نبود زیرا اسوره ها نیز موجودیتی الهی داشته و فناناپذیر بودند و خدایان خالق تنها قادر بودند آنان را به تبعید محکوم نمایند. جالب این جاست که تا پیش از آغاز این معارضه، اسوره ها به نوعی «سوره» بوده و جزء خدایان نیک سیرت محسوب می گردیدند (دقّت شود به حضور شیطان در دایره ی فرشتگان مقرّب الهی در ادیان ابراهیمی تا پیش از ماجرای خلقت انسان).

بدین ترتیب آن چه از مفهوم «اسوره» در میان آریایی های باستان بر می آید این است که اینان موجوداتی «ضد خالق» بودند. «اسوره» بعدها در اندیشه ی زرتشت در قالب «اهوره» تجلی می یابد و با واژه ی «مزدا» به معنی «خِرَد» همراه می گردد-این همراهی مفهومی مختص زرتشت می باشد. نتیجتاً اکنون «اهوره مزدا» را می توان بدین صورت بازمعنی نمود: «خرد ضدّ خالق». شاید همراه آمدن «خرد» با اهوره یا اسوره از آن رو باشد که اسوره ها در مرام آریایی های باستان سوگند یاد نموده بودند که با آموختن «خرد» به آدمی، انسان را در برابر «خالقان»، بشورانند.

نتیجتاً پرواضح است که «اهورامزدا» چیزی نیست جز «خردی که بر ضدّ خالق» عمل می کند و از این رو، از دیدگاه ادیان ابراهیمی، اهورامزدا را می توان به نوعی معادل «شیطان» برشمرد: موجودی که زمانی مقرّب درگاه الهی بوده امّا پس از آفرینش انسان به مقابله با آفریدگار پرداخته و آدمی را بر علیه او می شوراند.

 

جایگاه «خدا» در دین زرتشت

آن جا که «خردِ ضدّ آفریدگار» یا «اهورامزدا» به تنها مفهومی که قابل ستایش است تبدیل می گردد، چه بر سر «خدایان» می آید؟ واژه ی اصیل ایرانی معادل «خدا» عبارت است از: «دَیوَه». این واژه در هندی باستان به صورت «دِوَه» ثبت شده و تقریباً در اکثر زبان های هندواروپایی دیگر نیز شاهد این ریشه برای مفهوم خداوند هستیم: فرانسوی «دیو» (dieu)، اسپانیایی «دیوس» (dios) هر دو به معنی «خدا»، انگلیسی «دیواین» به معنی «الهی» و یونانی «دیوس» (dios) به معنی «آسمانی».

مهم ترین نکته ای که در این واژه وجود دارد این است که در زبان اوستا، کتاب مقدس زرتشت، واژه ی مزبور از مفهوم «الهی» و «خدایی» ساقط شده و معنای «شیطانی» به خود می گیرد: «دَئِوَه»، همان معادل ایرانی واژه ی «خدا»، در اوستا در اصل تبدیل به «شیطان» می گردد و منشأ خباثت و شرارت! این گونه است که زرتشت، کسی که آموزه هایش در قالب اوستا حفظ گردیده، مهر تأییدی بر اتیمولوژی و مفهوم واقعی «اهوره مزدا» می نهد: زرتشت خالقانِ دین آریایی، یا همان «دیوها»، را «شیاطین» پنداشته و نه تنها پرستش آنان را نکوهش و ممنوع اعلام می دارد بلکه آنان را دشمن اصلی بشر می خواند و در عوض «اهوره مزدا» یا «خردِ ضدّ خالق» در دین آریایی باستانی را به عنوان «معبود واقعی» معرفی می دارد.

از این روست که زبان های ایرانی (چه ایرانی باستان، چه ایرانی میانه و چه ایرانی نوین) تنها زبان های هندواروپایی هستند که در آن ها معادل واژه ی «دیو» که در دیگر زبان های آریایی به معنی «خداوند» و «الهی» است، به معنی «شیطان» و «عامل خباثت» درآمده است. این جاست که واژه ی زیبای «آدیو» در فرانسوی، به معنی «به خدا (می سپارمت)»، را اگر بخواهیم تحت اللفظاً به فارسی برگردانیم به صورت «به دیو (شیطان) می سپارمت» در آمده و مفهومی کاملاً متضاد را در بر خواهد داشت!

این تغییر معنای اصلی «خدا» به «شیطان» در زبان های ایرانی ناشی از آیین زرتشتی و تعالیم زرتشت می باشد. با این حال واژه ی «دَئِوَه» در معنای اصلی آن، یعنی «خدا»، تا آن جا که نگارنده ی مطلب اطلاع دارد یک جا در اوستا به کار رفته و نشان دهنده ی معنای اصلی این واژه پیش از تحمیل تعالیم زرتشتی در میان گویش وران زبان اوستا و دیگر زبان های ایرانی می باشد.

 

دیو سپید و دشمنی با مازندرانی ها

دیو سپید در شاهنامه ی فردوسی به زعم بسیاری از پژوهندگان «خدای غالب» یا «خدای خدایان» مازنی های باستان بوده است. چرا که مفهوم شرّ و شیطان معمولاً با صفت «سپید» توصیف نمی گردد و از این رو باور بر این است که مازندرانی ها جزء آخرین ایرانیانی بوده اند که مفهوم جدید زرتشت، یعنی «شیطانی شدنِ دیوها-یا هما خدایان باستان آریایی ها»، را می پذیرند. این فرضیه را می توان در دشمنی شدید ساسانیان با مازنی ها نیز مشاهده نمود: «دیوِ مازنیگ» یا «شیطان مازنی» از جمله خبیث ترین موجوداتی است که ساسانیان، این زرتشتیان متعصب دوره ی ایرانی میانه، می شناختند. همچنین برخی عداوت ها با مازندرانی ها که در فرهنگ عامیانه ی ایرانی حتّی پس از اسلام نیز تداوم یافته است را می توان در قالب این موضوع توجیه نمود. عبارت «دیوان مازندران» در شاهنامه نیز به ضرس قاطع به معنی «خدایان مازندران» است، البته خدایانی که در چشم دیگر ایرانیان زرتشتی چیزی بیش از «شیاطین» نبودند.

خانواده ی معروف «دیوسالار» در مازندران نیز به احتمال زیاد از اصیل ترین طوایف مازنی بوده اند که عنوان خانوادگی آنان بازمانده از دوره ای است که زرتشتی گری به درون مازندران رخنه نکرده بوده و مازنی ها کماکان «خدایان» آریایی را می پرستیدند و «دیو» یا «خدا» را مفهومی «شیطانی» نمی پنداشتند. ردّی از بر جای ماندن مفهوم اصیل واژه ی «دیو» در معنی «خدا» را می توان در برخی زبان های دیگر ایرانی نیز جسته و گریخته مشاهده نمود. نام خاصّ «دیوداد» در برخی متون صدراسلام معادل «خداداد» می باشد. در زبان کردی نیز واژه ای تحت عنوان «دیِوه ل» (déwel) را شاهدیم که در کمال تعجب به معنی «معبد» و «پرستشگاه» می باشد (این واژه تا آن جا که نگارنده ی مطلب اطلاع دارد تنها در فرهنگ کردی به فارسی شادروان شکرالله بابان ثبت گردیده است).

 

«قانونِ بی خدایی»

این عنوان برای خواننده ی ایرانی بسیار عجیب می باشد امّا تقریباً بدون شک قاطبه ی مخابین گرامی حداقل یک بار در طول عمرشان این نام را، به زبان ایرانی باستان، شنیده اند و حتّی برخی شاید کتابی با این عنوان را نیز خوانده باشند! قانون بی خدایی ترجمه ی تحت اللفظی فارسی نوین بخشی از اوستاست که به فارسی میانه آن را «وندیداد» می خواندند. عنوان «وندیداد»، همانطور که گفته شد، امروزه برای بسیاری از ایرانیان آشنا می باشد لکن کمتر کسی از معنی اتیمولوژیک این عنوان خبر داشته است: «وندیداد» در اصل صورت تحریف شده ی عنوان اصلی اوستایی آن یعنی «وی دَئِوَه داتَه» می باشد. «وی دئوه داته» را می توان به صورت واژه به واژه در فارسی نوین «بی دیوداد» بازنگاری نمود که تحت اللفظاً به معنی «قانون بی خدایی» می باشد.

 چنان که از عنوان این کتاب بر می آید زرتشت دیگربار بر «شیطانی» بودن «دیوها» یا «خدایان» از دیدگاه خودش صحه گذارده و «خرد ضد خالق» یا «اهوره مزدا» را به عنوان تنها مفهومی که شایسته ی «پرستش» است، معرفی می دارد.

 

چنین گفت زرتشت!

همانطور که از استدلالات زبان شناختی و تطبیق های تاریخی میان مفاهیم و عناوین مندرج در آئین زرتشتی با دیگر ادیان همریشه ی آن بر می آید، زرتشت در اصل سعی بر آن داشت تا پرستش «خدایان» را برچیده و «خرد»، خردی که ضد آفریدگار است، را جانشین آن سازد. این پیغام در جامعه ی مدرن ایرانی ناشناخته بوده و بسیاری از آن بی خبرند، در حالی که فلاسفه ی قرن نوزدهمی و بیستمی غربی از قرار معلوم پیام زرتشت را به واسطه ی رمزگشایی از متون اوستایی، توسط زبان شناسان آلمانی و انگلیسی، به درستی دریافت نموده اند.

بسیاری از ما احتمالاً از میان آثار نیچه، فیلسوف شهیر قرن نوزدهمی آلمانی، «چنین گفت زرتشت» را بیش از بقیه ی آثار وی شنیده ایم. دلیل آن نیز تقریباً واضح است: وجود یک نام ایرانی، یعنی «زرتشت»، در عنوان یکی از آثار مطرح فلسفی در غرب می تواند به راحتی رگ ناسیونالیستی مخاطب ایرانی را بر انگیخته و باعث جذب وی به سمت کتاب مزبور گردد. احتمالاً بسیاری نیز این کتاب را خریداری نموده و به نشانه ی افتخار در کتابخانه ی خویش جای داده اند، امّا محتملاً به سبب فحوای تقریباً سنگین فلسفی آن از خواندن کامل این کتاب صرف نظر نموده باشند.

نکته ی مهمی که در آراء نیچه وجود دارد این است که وی نخستین فیلسوف مدرن غربی است که نه تنها خداناباور بود بلکه صراحتاً «مرگ خدا» را اعلام می دارد. نیچه به وجود هیچ خدایی قائل نبود و در اصل مفهوم خدا را تنها مجموعه ای از قیود و ذهنیت های دست و پاگیر می دانست که به جای آن که مفید باشد، جلوی پیشرفت آدمی را گرفته است. از این رو نیچه پیشنهاد می کند که در عصر مدرن خدا دیگر مرده و اکنون نوبت «ابرانسان» یا انسان برتر است که به پا خیزد و آزادنه پیشرفت نماید. نیچه مفهوم «اوبرمِنش» یا «سوپرمن» (ابرانسان) را در کتاب «چنین گفت زرتشت» معرفی می کند. سوپرمن یا انسان برتر انسانی است که می تواند بر علیه اخلاقیات الهی به خواسته و خود را از قید دین رها ساخته و نهایتاً نظام اخلاقی خویش را مبتنی بر خردِ انسانی بر پا دارد.

عجیب نیست که نیچه عنوان کتاب مزبور را «چنین گفت زرتشت» می گذارد. زرتشت نیز، حداقل از منظر زبان شناختی و تطبیق تاریخی، هم رأی و هم اندیشه ی نیچه بوده است: زرتشت هم «خدا» یا «دیو» را دشمن آدمی خوانده و بشر را به پیروی از «خرد» فرا می خواند. این همان پیغامی بود که افرادی مانند نیچه به واسطه ی رمزگشایی و ترجمه ی متون اوستایی توسط مستشرقین غربی، خاصّه آلمانی ها، با آن آشنا شدند.

 

زرتشتی گری امروزین و زرتشتی گری باستانی: تأثیر توحیدی اسلام

علی رغم تمامی مستندات علمی که بر دیدگاه واقعی زرتشت صحه می گذارد، این امر را باید در خاطر داشت که آئین زرتشت امروزه (و حتّی از دوران ساسانی یا پیش از اسلام) به شدّت تغییر ماهیت داده است. بدین ترتیب دینی که در ابتداء قرار بود پرستش «دیو» یا «خدا» را ریشه کن نماید، خود به سمت «خداپرستی» هدایت می گردد.

هر چند معارضه ی شدید اهورامزدا و اهریمن برخی را بر این وا می دارد تا آیین زرتشتی را دینی تثنیثی بپندارند امّا به هر تقدیر هیچ کس تردیدی ندارد که زرتشتیان امروزه اهورامزدا را در قالب یک «خدا» می پندارند. اهورامزدا، برخلاف معنای اتیمولوژیک آن، دیگر یک مفهوم «ذهنی» نیست و اگر آدمی با زرتشتیان (چه زرتشتیان ساکن ایران و چه پارسیان هند) صحبت کند به سرعت در می یابد که اینان «اهورامزدا» را عینیتی می دانند مشابه «الله» در اسلام یا «یهوه» در یهود و مسیحیت: خدایی تمام عیار که شایسته ی پرستش است.

این مورد مخصوصاً در میان زرتشتیان ایرانی پررنگ تر از هر جای دیگری است و به زعم نگارنده ی مطلب می توان ریشه های این تغییر مسیر فلسفی و تاریخی را در اثر قرار گرفتن زرتشتیان در میان مسلمانان دانست. تأثیر اسلام، به عنوان یکی از قاطع ترین ادیان توحیدی در تاریخ بشر، چنان گسترده و عمیق بوده که به وضوح می توان «توحیدی» شدن زرتشتی گری در ایران زمین را نیز متأثر از آن انگاشت. این امر تا حدّی گسترده بوده که به سهولت بسیاری را بر آن داشته تا «اهورامزدا» را صرفاً معادل زرتشتی «خدای یگانه» بدانند.

از این رو برخی اندیشمندان مسلمان، من جمله استاد شهید «مطهری»، نیز نگاهی مساعد به آیین زرتشتی داشته و به نوعی می توان گفت مؤید یکتاپرستی در این دین بوده اند. صدالبته که «زرتشتی گری» که مورد نظر استاد مطهری و دیگر عزیزان بوده همان زرتشتی گری تغییر مسیر داده و متأثر از اسلام است نه زرتشتی گری باستانی؛ چه آن که مسلماً جوهره ی اصلی آیین زرتشت، که در استدلالات علمی و زبان شناختی فوق الذکر تبیین گردیده، در تعارض با «یکتاپرستی الهی» می باشد. با این حال استاد مطهری نیز بر این موضوع صحه می گذارند که یکتاپرستی زرتشتیان موضوعی اخیر بوده که به احتمال قرین به یقین در اثر باورهای اسلامی در زرتشتی گری رخنه نموده است. امّا نکته ای که اکثر پژوهندگان ایرانی تا به امروز در مورد آیین زرتشت از آن غافل بوده اند معنی اصلی مفاهیم و واژگانی از قبیل «اهوره مزدا»، «دیو» یا «وندیداد» می باشد. معانی اصلی که به سهولت ماهیت و جوهره ی ابتدایی دین زرتشت را تبیین می سازد.

به زعم نگارنده ی مطلب همنشینی با اسلام سبب گردیده تا آیین زرتشتی نیز در طی چهارده قرن گذشته رفته رفته تغییر ماهیتی کامل را تجربه نماید. هر چند شواهدی از این تغییر ماهیت را در دوره ی ساسانی و حتّی پیش تر از آن نیز شاید شاهد باشیم امّا مسلماً در دوران اسلامی این روند تسریع هر چه بیشتر یافته و بیش از پیش به سمت یکتاپرستی الهی پیش رفته است. این گونه است که پیروان آیین زرتشتی که روزگاری «قانون بی خدایی» را در سرلوحه ی کار خویش قرار داده بود، امروزه به «پرستش الهی» و «یکتاپرستی الهی» خویش فخر می ورزند.





نوع مطلب : سمبول شناسی، افسانه زدایی، اتیمولوژی (ریشه شناسی)، زبان های ایرانی، 
برچسب ها : ریشه اهورامزدا، معنی اهورامزدا، یکتاپرستی در دین زرتشت، چنین گفت زرتشت، وندیداد و اوستا، Ahura Mazda unveiled، اهورامزدا کیست؟،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 شهریور 1392
خاموش نوربخش
یکشنبه 6 خرداد 1397 01:56 ق.ظ
دیدگاه علمی و زبانشناختی من رو حذف کردید، چون غیرعلنی بودن و مغلطه بازی نوشتار شما رو عیان می‌کرد‌ از نویسنده‌ی چنین متن غیر علمی از این بیشتر انتظار نمیره
یکشنبه 6 خرداد 1397 01:21 ق.ظ
به عنوان یک زبانشناس و میتولوژیست ( اسطوره شناس) باید بگم یا اصلا سواد ندارید یا با علم و آگاهی سعی در فریب خوانندگان دارید. اتیمولوژی واژه‌ی اهوره اصلا این که گفتید نیست و اهوره از ریشه‌یابی هندوآریایی انگهو -› اهو به معنی روح، نفس و جان هست. بهتره از به نظر بزرگانی چون مارهوفر و چئونگ مراجعه کنید. اینکه اهوره ها در آیین هندو خبیث شمرده شدند کاملا به مفاهیم اسطوره‌ای برمیگرده، همینطور که دیوها که در آیین هندو خدا هستند در آیین زرتشت خبیث معرفی شده و پرستش شون ممنوع اعلام میشه. چون باید یک خدا پرستیده میشد نه هزاران خدا یا همون دیو در هندوئیسم. وی‌دیوداد هم دقیقا به همین معناست: قانون بدون دیو.
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 04:07 ب.ظ
Why visitors still use to read news papers when in this technological world the whole thing is existing on web?
دوشنبه 16 بهمن 1396 04:41 ق.ظ
خیلی عالی و ممنون
جمعه 17 آذر 1396 08:20 ب.ظ
Howdy! This article couldn't be written any better!
Reading through this post reminds me of my previous roommate!
He constantly kept talking about this. I am going to forward this article to
him. Fairly certain he will have a very good read. I appreciate you for sharing!
پنجشنبه 16 آذر 1396 10:32 ب.ظ
Hi there mates, nice article and good arguments commented at this
place, I am really enjoying by these.
شنبه 1 مهر 1396 10:09 ق.ظ
I have read so many articles or reviews about the blogger lovers except this paragraph is really a
nice article, keep it up.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 10:31 ب.ظ
Hello, I enjoy reading through your article.

I like to write a little comment to support you.
پنجشنبه 1 تیر 1396 07:44 ب.ظ
Wonderful blog! I found it while surfing around on Yahoo News.
Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?

I've been trying for a while but I never seem to get there!
Cheers
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:58 ب.ظ
Unquestionably consider that which you stated. Your favourite justification seemed to be at the net the easiest factor to keep in mind of.
I say to you, I definitely get annoyed while people consider issues that they plainly don't
know about. You managed to hit the nail upon the highest and also outlined out the whole
thing with no need side effect , folks could take a
signal. Will probably be back to get more. Thanks
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:52 ب.ظ
Hi, Neat post. There's an issue together with your website
in web explorer, would check this? IE still is the market leader and a huge part of other folks will miss your wonderful writing
because of this problem.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 04:59 ق.ظ
Hey! Quick question that's totally off topic. Do you know how
to make your site mobile friendly? My blog looks weird
when viewing from my apple iphone. I'm trying to find a theme or
plugin that might be able to resolve this problem.

If you have any recommendations, please share.
Thanks!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:41 ب.ظ
An intriguing discussion is worth comment. There's no doubt that that
you ought to publish more on this subject matter, it may not be a
taboo subject but typically people do not speak
about these topics. To the next! Kind regards!!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:13 ب.ظ
My brother suggested I might like this web site.
He was once entirely right. This post truly made my day.

You cann't imagine just how much time I had spent for this information! Thank you!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:10 ب.ظ
Howdy! I know this is kind of off topic but I was wondering if you knew where I could find a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having trouble finding one?
Thanks a lot!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:44 ق.ظ
Hmm is anyone else having problems with the images on this
blog loading? I'm trying to find out if its a problem on my end or if it's
the blog. Any feed-back would be greatly appreciated.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:01 ق.ظ
Wonderful site. Plenty of helpful info here. I'm
sending it to several buddies ans also sharing in delicious.
And certainly, thank you in your sweat!
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:00 ق.ظ
I am regular visitor, how are you everybody?
This post posted at this website is in fact nice.
یکشنبه 20 فروردین 1396 10:43 ب.ظ
Aw, this was an extremely nice post. Taking a few minutes and actual effort to produce a
top notch article… but what can I say… I hesitate a whole lot and never seem to get nearly
anything done.
جمعه 18 فروردین 1396 03:21 ب.ظ
you're really a excellent webmaster. The website loading speed is incredible.
It sort of feels that you're doing any distinctive trick.
Also, The contents are masterwork. you have performed a excellent job on this topic!
چهارشنبه 16 فروردین 1396 07:50 ق.ظ
I am now not positive the place you are getting your info, however great
topic. I must spend some time studying much more or figuring
out more. Thanks for great info I used to be looking for this
info for my mission.
جمعه 21 اسفند 1394 01:20 ق.ظ
درباره ی مطلبی که قبلاً ارسال کردم باید این نکته را بگویم که آتش پرستی ظاهراً درباره ی کورش صدق نمی کند زیرا کورش در استوانه ی گلنبشته شده ی خود از پرستش بت هایی چون مردوک، بعل و نبو یاد می کند و به کرّات از آن ها به عنوان خدایان خود و از خود به عنوان پرستنده ی آن ها یاد می کند و بت ها را به بت کده ها بر می گرداند و بت کده ها را آباد می کند و البته از خدای یگانه نامی نمی برد.
جمعه 21 اسفند 1394 01:13 ق.ظ
سلام مطلب خوبی بود در ضمن یک فامیلی دیگر در مازندران است به نام «دیودار»
بررسی کشتارها و شکنجه های گسترده توسط داریوش که در کتیبه ی بابلی بیستون و کتیبه ی ایلامی و... آورده شده که آن ها را داریوش می گوید به خواست اهوره مزدا انجام داده و پرستش آتش در دوران باستان توسط بعضی از مردمان این سرزمین ها، شاید ارتباطی با شیطانی بودن اهوره و پرستش شیطان داشته باشد
جمعه 30 بهمن 1394 03:20 ب.ظ
مسخره ترین مطالب رو در این جا خوندم .
اون از تفسیر اهنگ ریحانا
اینم از دین زیبا تر از اسلام
دین ما ایرانی ها
ممنون میشم که نظر من رو پاک نکنید .
جمعه 18 دی 1394 11:33 ق.ظ
جالب بود، ولی بعضی نکات در دین زرتشت وجود دارد که بسیار شبیه دین اسلام است. وجود بهشت و جهنم، آخرت و پلی همانند پل صراط در اسلام که انسان ها پس از مرگ بر روی آن قدم می گذارند. در واقع شاید زرتشت، پیامبر تبلیغ کننده دین ابراهیم خلیل الله (ع) و اوستا هم کتابی همانند زبور داوود بوده است که طی سالیان دراز تحریف شده و مفاهیمی همانند اهوره مزدا در آن وارد شده، زیرا بعد از حمله ی اسکندر، هیچ منبعی از کتب دینی زرتشتی وجود نداشته است و تنها مغان بالامرتبه اوستا را از بر بوده اند که آن هم می توانسته مورد فراموشی قرار بگیرد. در واقع شکاف چند صد ساله میان حمله اسکندر تا دوران پادشاهی اردشیر بابکان، باعث تحریفات بسیار در کتاب زرتشت شده است. اگر دین زرتشت اولیه در باطن الحادی بوده است، قرآن کریم هرگز مجوس (زرتشتیان) را در رده ی مسیحیان و یهودیان و صابئیان قرار نمی داد و آنان را کافرانی همانند مشرکان مکه قلمداد می کرد و هرگز از آنان درخواست جزیه نمی کرد.
یکشنبه 3 خرداد 1394 12:52 ب.ظ
سلام

لذت بردم از مقاله‌تون


و از پاسخ دوستان هم متعجب نشدم
پنجشنبه 16 بهمن 1393 05:18 ب.ظ
مورد دیگری هم که یادم رفت بنویسم دلیل انتخاب زرتشت از سوی نیچه بود.
در این باره نیچه به روشنی و در کتاب «آنک انسان» سخن گفته. شوربختانه چون کتاب در دسترسم نیست نشانی دقیقش رو نمی‌تونم بگم ولی در بخش‌های رو به پایان کتاب است. جمله رو نقل به مضمون میگم حتما می‌تونید پیداش کنید:
- زرتشت نخستین کسی بود که متافیزیک را پدید آورد و اخلاق (انتخاب نیک و بد) را به جایگاهی متافیزیکی جابجا کرد.
- زرتشت همانگونه رفتار کرد که از یک مرد پارسی انتظار می‌رود. پرتاب تیر به نقطه‌ای دوردست و درست به هدف.

من دو جمله کلیدی که در ذهن داشتم رو (آن هم نقل به مضمون) آوردم تا بسا که شما و خوانندگان در این باره به برداست درست‌تری برسید.
خاموش نوربخشآرمین عزیز، ممنون از نظرتون، ولی اگر به جای «نقل به مضمونِ دو جمله ی کلیدی» از کتابی که «در درسترس»تون نیست، مستقیماً سراغ کتاب «چنین گفت زرتشت» نیچه برین و نظر صریح این فیلسوف خداستیز اگزیستانسیالیست مبنی بر همخوانی عقایدش با زرتشت رو مطالعه کنین، مسلماً به برداشت درست تری از کلیّت قضیه خواهید رسید.
پنجشنبه 16 بهمن 1393 05:11 ب.ظ
در ضمن برای این که به بار دانشیک این نوشتار افزوده بشه شما رو به تنها یکی از مرجعهایی که نوشتار بی‌منبع شما رو رد میکنه و خوشبختانه از «مرکز دایره‌المعارف اسلامی» است ارجاع میدم:
دانشنامه ایران/جلد دوم/مدخل «آریایی»/نوشته مریم سینایی

چون بلند هست تنها بخش کوچکی را در اینجا می‌نویسم:
«از دوره‌ای نامعلوم خدایان آریایی به دو گروه اسوره و دئوه تقسیم شده بودند... در ریگ‌ودا عنوان اسوره تقریبا بر تمام خدایان، حتا ایندره - سردسته دئوه‌ها که در اصل پسر قدرتمندترین دئوه‌ها بود - دیائوس، اَریَمَن و دیگر همکاران میتره و ورونه اطلاق می‌شود. اما از کتاب دهم ریگ‌ودا به بعد، این کلمه معنایی منفی می‌یابد و کم‌کم عنوان خاص دیوان و عناصر پلیدی می‌شود. البته این تغییر فقط به معنای کلمه منحصر بود و اسوره‌های کهن چون میتره، ورونه، اریمن و دیائوس کمابیش چون خدایان پرستش می‌شدند.»

از شما انتظار میره - اگر به راستی قصد ریشه‌شناسی و نوشتاری دانشیک دارید - منبع‌ها رو حتما بگید و منبع‌هایی که نیاز است رو به خوبی بخونید.
خاموش نوربخشابتدائاً ممنون از نظردهی تان آرمین عزیز.

ثانیاً جهت افزایش بار «دانشی» جناب عالی لازم به ذکر است که استفاده از پسوند منسوخ «ـیک» از زبان فارسی میانه در متنی که به زبان فارسی نوین نوشته شده باشد به لحاظ آیین نگارشی «غلط» می باشد، چه آن که پسوند مزبور سیر تحول تاریخی و طبیعی خویش را طی نموده و امروزه در قالب «ـی» در زبان فارسی نوین مشاهده می شود.

در باب متنی که ارجاع داده اید باید اذعان داشت که هیچ یک از مطالب اساسی مطرح شده در نوشتار «اهورامزدا:شیطانی یا الهی؟» را ردّ نمی کند؛ چه آن که در باب اسوره و جایگاه اسطوره شناختی آن در باور هندیان، ایرانیان و هندوایرانیان باستان در نوشتار مزبور به تفصیل سخن رانده شده و خاستگاه «ضدّخالق» بودن اسوره ها مبرهن است.

در اسرع جهت الصاق مآخذ و منابع نوشتار اقدام خواهد شد. هر چند تمامی موارد مطرح شده در آن جا فی الحال نیز از طریق جستجوی اینترنتی قابل دسترسی می باشند (مانند اتیمولوژی های مطرح شده و یا آراء عرفان شناختی محققین چون بلاواتسکی).
پنجشنبه 16 بهمن 1393 04:27 ب.ظ
جناب زبان‌شناس محترم آینده
همچین اول نوشتارتون از دانشیگری و استدلال و منطق و منبع گفتید که فکر کردم قراره چه مطلب پرباری رو بخونم.
خب برادر من توی یه پاراگراف می‌نوشتی زرتشت بد و اخ، اسلام خوب و به‌به! دیگه نیازی به این همه آسمون ریسمون بافتن و وقت خودت و دیگران رو هدر دادن نبود که.
امیدوارم که در آینده از این دست زبان‌شناس‌ها هر چه کمتر داشته باشیم.
شاد زیوید برادر مسلمان
خاموش نوربخشسلام آرمین عزیز.

ممنون از نظرتان.
پنجشنبه 19 دی 1392 07:09 ب.ظ
:D
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30